061-33796624-5

061-33796624-5


اصول کلی پرورش آبزیان


اصول کلی پرورش ماهیان گرمابی

ماهیان گرمابی، ماهیانی هستند كه در استخرهای خاكی وبه صورت پلی كالچر ودر مناطقی كه دارای آب با دمای بین 18-32 درجه سانتی گراد پرورش داده می شوند. اپتیمم رشد این ماهیان در دمای 25-26 درجه سانتگراد می باشد. آب مورد نیاز این مزارع را می توان از طریق رودخانه،چاه، و .... تامین نمود. حداقل زمین مورد نیاز برای احداث اینگونه مزارع 5هكتار و زمینهای درجه سه كشاورزی میباشد.


انواع گونه های کپور ماهیان :
  • کپور معمولی(Common carp)
  • کپور نقره ای (Silver carp)
  • کپورسرگنده (Big head)
  • كپور علفخوار (Grass carp)

روش های پرورش

بهترین روش برای پرورش ماهیان گرمابی ، پرورش چند گونه ای است. چون دراین روش از تمامی سطوح غذایی موجود در استخر استفاده می شود و هیچ کدام از سطوح غذایی داخل استخر بلا استفاده نمی ماند علاوه بر آن در پرورش چند گونه ای ماهیان اثرات متقابل مثبت تغذیه ای(Sinergism) بر روی یکدیگر می گذرانند. در پرورش ماهیان گرمابی بر خلاف پرورش ماهیان سردآبی ، پرورش تک گونه ای متداول نبوده و از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه نیست همچنین پرورش به صورت دوگونه ای نیز متداول نیست و در شرایط خاص منطقه ای توصیه می شود زیرا این روش پرورش چند گونه ای دارد در هر صورت در شرایط خاص منطقه ای که ماهیان به صورت دو گونه ای پرورش داده می شوند . باید ترکیب گونه ها به صورتی باشد که با یکدیگر رقابت غذایی نداشته باشند .به همین علت پرورش ماهی کپورنقره ای با آمور، پرورش ماهی آمور با سر گنده می تواند صورت بگیرد.


ترکیب و تراکم کشت

ترکیب وتراکم گونه های ماهی در پرورش ماهیان گرمابی بستگی به شرایط منطقه پرورش دارد. ولی به طور کلی ترکیب وتراکم ذیل توصیه می شود.

  • تراکم ماهی در هکتاربرابر2/3 تا4هزارقطعه
  • ماهی کپور نقره ای 60-50 درصد
  • ماهی کپور25-20 درصد
  • ماهی آمور 20-15 درصد
  • ماهی سرگنده 10- 5درصد

علاوه بر این ،حدود ده درصد تلفات دوره پرورش در نظر گرفته می شود که در زمان کشت بچه ماهی باید به استخر اضافه گردد . با توجه به شرایط منطقه از نظر مدت زمان پرورش، دسترسی یا عدم دسترسی به غذای دستی ارزان ،زیاد بودن ویا کم بودن گیاهان استخر و همچنین دسترسی به علوفه ارزان ، ترکیب گونه ای کپور نقره ای ، کپور و آمور می تواند تا ده درصد افزایش یا کاهش یابد. طول دوره پرورش ماهیان گرمابی با توجه به شرایط آب وهوایی از 7-9 ماه متفاوت است.در مناطقی كه طول دوره پرورش كوتاه است بایستی بچه ماهیان با اوزان بیش از 30-40گرم به استخر معرفی گردند.ماهیان در هنگام صید بایستی دارای وزنی بیش از یك كیلوگرم داشته تا به بازار عرضه گردد.

میزان رهاسازی بچه ماهی دراستخرهای پرورشی و با هوادهی :

ماهی کپور نقره ای 55-50 درصد

ماهی کپور 25-20 درصد

ماهی آمور 20-15 درصد

ماهی سرگنده 10-5 درصد

دراین مورد نیز ترکیب گونه ها می تواند تا ده درصد کاهش و یا افزایش یابد


روش انتخاب گونه های اصلی در پرورش

این روش یکی از روش هایی است که در بعضی از کشورهای دنیا برای پرورش ماهیان گرمابی به کار برده می شود. در این روش با توجه به شرایط و امکانات موجود در منطقه یکی از گونه ها به عنوان گونه اصلی انتخاب شده و بقیه ماهیان به صورت ماهیان جنبی همراه با آن پرورش داده می شوند . به عنوان مثال اگر در منطقه ای ضایعات کشاورزی محصولاتی مثل گندم ، جو، ذرت فراوان و ارزان قیمت باشد می توان در آن منطقه اقدام به پرورش ماهی کپور به عنوان ماهی اصلی و بقیه ماهیان به صورت جنبی نمود و یا ابنکه شرایط آب و هوایی منطقه و تعداد روزهای آفتابی و طول روز به حدی کم است که نمی توان با باروری استخر را در آن انتظار داشت. با در نظر گرفتن فضای مورد نیاز برای تغذیه ماهی کپور، می توان اقدام به پرورش آن به گونه اصلی نمود. در مناطقی که کود حیوانی فراوان و ارزان قیمت در اختیار بوده و طول مدت روز و تعداد روزهای آفتابی در طول زمان پرورش زیاد است و باروری طبیعی استخر به نحو مطلوب صورت می گیرد می توان از ماهی کپور نقره ای به عنوان گونه اصلی و سایر ماهیان به عنوان ماهی جنبی استفاده کرد . در مناطقی که استخرهای پرورش ماهی پوشیده از علف و گیاهان آبزی فراوان میشود و علوفه کاری در منطقه زیاد و ارزان است می توان اقدام به پرورش ماهی آمور به عنوان ماهی اصلی نمود . در شرایط کشور ما از بین سه گونه ماهی فوق که می توانند به عنوان ماهی اصلی پرورش انتخاب شوند در بعضی از مناطق می توان از ماهی کپور به عنوان ماهی اصلی استفاده نمود. شرایط برای انتخاب ماهی آمور به عنوان گونه اصلی مناسب نبوده و مقرون به صرفه نیست .


ماهی کپور به عنوان ماهی اصلی

تجربه نشان می دهد که با افزایش باروری استخر، تعداد ماهیان کپور نقره ای و سر گنده افزوده می شود ولی تعداد ماهیان علفخوار ثابت می ماند و برای ماهیان جنبی یا ثانویه تلفات در نظر گرفته نمی شود. همچنین محصول ماهیان جنبی کمی بیشتر از ماهی اصلی است. ضریب تبدیل غذایی به این معنی است که چه مقدار غذا باید مصرف شود تا ماهی کپور یک کیلو افزایش وزن پیدا کند. بنابراین برای محاسبه میزان غذای لازم برای رسیدن به محصول برنامه ریزی شده ماهی کپور باید وزن محصول یا بازده خالص هر گونه ماهی از تفاوت وزن اولیه آن هنگام رها کردن در استخر با وزن نهایی آن به دست می آید. برای مثال اگر 600 قطعه ماهی کپور 10 گرمی در استخر رها شده باشد ، وزن اولیه آنها برابر با 6000=10*600 گرم وزن نهایی آنها نیز 1200 گرم می باشد. بنابراین وزن خالص ماهی برابر با 1100=10-1200کیلوگرم است.660000=1100*600گرم معادل 660كیلوگرم


با توجه به اینكه ضریب تبدیل خوراك را 3 در نظر می گیرند بنابراین میزان كل خوراك مورد نیاز 1980كیلوگرم برای تولید 660 كیلوگرم ماهی كپور مورد نیاز است.


باید توجه داشت که در پرورش نیمه متراکم به ماهیان جنبی یا ثانویه غذا داده نمی شود . وزن نهایی ماهیان مذکور نیز بدین صورت در نظر گرفته می شود :

کپور معمولی 1000-1200 گرم

سرگنده 1200-1400 گرم

علفخوار 800-1200 گرم

کپورنقره ای 800-1000 گرم


ماهی کپور نقره ای بعنوان ماهی اصلی

در این روش از ماهی کپور فقط برای به هم زدن گل کف استخرو گل آلود نمودن آب یا همیاری آن دراستخر استفاده می شود. میزان کود لازم برای فصل پرورش محاسبه و به تعداد هفته های موجود در فصل پرورش تقسیم می شود. کود دهی هر هفته انجام می پذیرد. اگر در طول فصل پرورش در هر هکتار از استخر 300-500 قطعه اردک را پرورش دهیم نیازی به کود دهی نیست. درپایان فصل پرورش ماهیان به اوزان زیر خواهند بود:

کپور نقره ای 1-2/1 کیلوگرم

کپور معمولی 8/0- 1 کیلوگرم

کپور علفخوار 2/1 کیلوگرم

کپور سر گنده 1-4/1 کیلوگرم

به نظر میرسد با توجه به شرایط فیزیکی و شیمیایی منابع آبی این مزرعه از روش اول یعنی گونه کپور معمولی به عنوان گونه اصلی از توجیه اقتصادی بیشتری برخوردار می باشد. به طور کلی سر دسته ماهیان پرورشی گرمابی ، کپور ماهیان هستند. آنها بزرگترین خوانواده ماهیان آب شیرین هستند. 90در صد ماهیان آب شیرین متعلق به این خانواده اند که 200 جنس دارند.


اصول ساخت استخر :

در هنگام ساخت استخر ابتدا بایستی موارد زیر مورد توجه قرار گیرد.

1- تهیه نقشه تپوگرافی

2- شرایط فیزیكوشیمیائی آب دقیقاً تشریح گردد .

3- تغییرات دما هوا وآب و تغییرات دبی آب در طول سال معیین گردد .

4- مالكیت آب و زمین و راه ارتباطی مورد بررسی قرار گیرد .

5- برآورد كلی طرح و بررسی مشكلات و تنگناها

6- بررسی تقریبی هزینه‌های ثابت و جاری و سود اقتصادی طرح


خصوصیات فیزیكو شیمیائی آب :

1- درجه حرارت بین 32-18 درجه سانتیگراد باشد كه 28-22 درجه سانتیگراد مناسبترین است .

2- PH بین 2/8 –8/6 باشد .

3- اكسیژن بین 8-6 میلی‌گرم در لیتر باشد .

4- دی‌اكسید كربن نباید زیاد باشد ، حداكثر 5 میلی گرم در لیتر

5- آهن وكلر نباید از یك میلی گرم در لیتر بیشتر باشد .

میزان شوری حدود 3 گرم در هزار خوب است


خصوصیات خاك :

1- PH در حد خنثی یا در حالت تعادل با آب باشد.

2- ازنظر پتاسیم ، فسفر و ازت غنی باشد.

3- در صورت امكان خاك سولفاته نباشد، چون باعث اسیدی شدن آب می‌شود.

4- خاك دارای رس كافی باشد.

خصوصیات كلی استخر:

1- طول بزرگ استخر شرقی‌ ـ غربی باشد.

2- شیب كف استخر از ورودی به خروجی 2 تا 3 در هزار باشد.

3- شیب كف استخر از كناره‌ها به زهكش وسط سه در هزار باشد.

4- شیب دیواره‌ها 1:4 تا 1:8 باشد، جاده روی خاكریز حدود دو متر است.

5- بین زهكش و پایه دیوار دو متر فاصله باشد.

6- شیب سطح داخلی دیواره 1:2 باشد اما در استخرهای بزرگ كه تاثیر باد زیاد است و یا در استخرهایی كه از خاك سبك درست شده‌اند می‌توان شیب را به 1:4 تقلیل داد و شیب خارجی را 1:2 می‌گیریم.


اقدامات لازم برای ساخت استخر:

1-نقشه برداری از زمین.

2- بوته تراشی .

3- علامت گذاری برای تعیین مساحت استخر.

4- اندازه گیری و علامت گذاری برای ساختن خاكریزها .

5- جمع كردن خاك نباتی.

6- در صورت لزوم گود كردن كف استخر.

7- احداث دیواره‌ها.

8- احداث دریچه‌های ورودی و خروجی.


قسمت‌های یك مزرعه پرورش ماهی گرمابی :

1- دیواره‌ها

2- سیستم آبرسانی و تامین آب

3- دریچه ورودی آب

4- دریچه خروجی و كانال تخلیه

5-حوضچه صید

6- سیستم هوادهی

7- ساختمان‌ها و تاسیسات جانبی


پرورش لارو تا بچه ماهی نورس در كارگاههای تكثیر وپرورش :

لاروها حدودا" 7-5 میلیمتر طول داشته كه بعد از حدود یك ماه به 4-3 سانتی‌متر و وزنی حدود 300-200 میلی‌گرم می‌رسد كه در كل با آماده سازی قبل وبعد از برداشت حدود6-5 هفته طول می‌كشد .به این ماهیان بچه ماهیان تابستانی می‌گویند .


آماده‌سازی استخربه منظور رها سازی لارو ماهی :

1-جمع‌آوری علفهای هرز و آهك پاشی

2- شخم و دیسك زدن : به صورت كم عمق باید استخر را شخم بزنیم چون اگر عمیق شخم بزنیم خاك حاصلخیز از دسترس خارج می‌شود .

3- كود پایه : استفاده از 5-3 تن كود گاوی در هكتار و بعد از آبگیری به ترتیب 70 و 30 كیلوگرم كود نیتراته و فسفاته در هر هكتار .

4- آبگیری از یك منبع مطمئن و سالم : نیمی از استخر را 6-5 روز قبل از انتقال لارو آبگیری می‌كنیم آبگیری باید سریع باشد تا از تجمع موجودات موذی جلوگیری شود .

5- در صورت امكان ایجاد سدی برای جلوگیری از ورود مار و قورباغه

6-سمپاشی استخر : استفاده از سمومی مانند تری‌كلروفن ، فلیبول ، مازوتن با مقدار مصرف ppm 1-5/0 (نیم تا یك گرم در یك متر مكعب ) . این سموم كلادوسرها و كوپه‌پودها را در عرض 24-16 ساعت می‌كشد در حالیكه بر روی روتیفرها تاثیری ندارد . در ضمن وجود 100 عدد سیكلوپس در هر لیتر آب استخر باعث نابودی 95-90 درصد لاروها می‌شود .


انتقال لارو :

1- انتقال لارو از سالن انكوباسیون زمانی است كه لارو به تغذیه فعال افتاده و رنگ آن كاملاً سیاه شده است .

2- هرگونه جابجائی در هوای خنك صبح باید صورت گیرد .

3-لاروها در محلهای ساكن و آرام و دور از دیواره و با رعایت همدمائی وارد استخر گردند.

4- كشت لارو 7-6 روز بعد از كود دهی باید صورت گیرد زیرا اكسیژن محلول برای تجزیه كود بكار می‌رود و از روز پنجم به بعد دوباره اكسین افزایش می‌یابد .

5- تركم كشت 3-2 میلیون در هكتار می‌باشد . اما باید توجه داشت كه در استخرهای بزرگ این تراكم كم می‌شود .


تغذیه لاروها :

مناسب‌ترین غذا در اوایل تغذیه روتیفر و پارامسی می‌باشد .

در روزهای 4-1 بعد از كشت لارو بعلت وجود كیسه زرده احتیاج به غذادهی نیست اما برای آشنائی لارو با طعم و بوی غذا و فراگیری نحوه پیدا كردن غذا از غذای دستی استفاده می‌كنیم . یكی از علل مرگ و میر بچه ماهیان كمبود غذای مناسب می‌باشد .

در كل از روز دوم غذادهی را آغاز می‌كنیم كه این غذا باید 50-40 درصد پروتئین داشته باشد كه می‌توان از قسمتهای مساوی آرد گندم ، آرد سویا ، پودر ماهی و پودر گوشت استفاده كرد و باید بصورت آرد ریز 2/0 –1/0 میلی‌متری در كناره‌های استخر پاشیده شود . بعد از 12-10 روز از كشت بچه ماهیان و وقتی كه شروع به شنای دسته جمعی كردند می‌توان بتدریج برای غذادهی از تشتك پلاستیكی استفاده كرد .

مقدار غذا بستگی به فراوانی زئوپلانكتونها ، نوع استخر و همچنین درصد بقا و سن نوزادها دارد كه بطور متوسط می‌توان از 5/1 – 1 كیلوگرم غذا در 3-2 وعده استفاده كرد كه با افزایش سن این مقدار افزایش می‌یابد . غذا را باید پشت به باد در استخر پخش كرد .

در ضمن در غذا می‌توان از كنجاله سویا ، روغن سویا ‌، شیر خشك وانواع مكملهای معدنی و ویتامینی استفاده كرد . در ضمن استفاده زیاد از آرد سویا باعث كمبود ویتامین A می‌شود .

اگر اندازه غذا درشت باشد ماهی چندین بار برای گرفتن غذا حمله می‌كند كه این كار بعلت مصرف بیش ازحد انرژی برای بچه ماهی بسیار خطرناك است . بنابراین اتلاف انرژی موجب مرگ ومیر انبوه در هفته اول می‌شود . ( بسیار مهم )

یكی از بهترین غذاها برای تغذیه ابتدائی شیرابه سویا است كه می‌توان 60-30 كیلوگرم سویا را به مدت 8-7 ساعت در آب خیساند و بعد به كمك چرخ‌گوشت آن را چرخ و شیرابه سفید آن را در 3-2 نوبت به ماهی داد .

5 روز بعد از كشت لارو می‌توان از 5/1-1 تن كود گاوی استفاده كرد تا به تدریج غذاهای طبیعی در استخر بارور شود .


صید :

بعد از اینكه وزن بچه‌ماهیان به 300 میلی‌گرم و اندازه‌ای معادل 3-2 سانتیمتر رسید آنها را صید و به استخرهای پرورش ماهی انگشت قد منتقل می‌كنند . البته در خیلی از مزارع در صورت تراكم بالا مقداری از بچه‌ماهیان نورس را صید كرده ، تراكم را كاهش داده و در همان استخر پرورش ماهی انگشت‌قد را ادامه می‌دهند .در كل برای صید حداقل یك روز قطع غذای دستی لازم است ولی در استخرهای بزرگ قطع غذا باید بتدریج و طی چند روز انجام


پرورش بچه ماهیان انگشت ‌قد :

در این مرحله بچه ‌ماهی تابستانی را به مدت 5-3 ماه دیگر پرورش می‌دهند تا به طولی حدود 20-8 ساتیمتر برسد به این ماهیان بچه‌ ماهیان انگشت‌ قد می‌ گویند .

اصول آماده سازی استخر پرورش بچه ‌ماهیان انگشت ‌قد مانند بچه‌ ماهیان نورس است فقط سمپاشی در این استخرها صورت نمی‌ گیرد .

مدت زمان آبگیری بهتر است12-10 روز باشد و 10 روز بعد از آبگیری كامل رهاسازی صورت می‌گیرد ودر این بین در صورت وجود انگل لرنه‌آ بعلت عدم وجود ماهی این انگل از بین می‌رود .

می‌توان از تراكم 100-50 هزار در هر هكتار استفاده كرد .

استفاده بیش از حد از غذای دستی باعث چاقی غیر طبیعی ماهی و حساس شدن نسبت به بیماریها بخصوص در فصل سرما می‌شود .

5/1-1 درصد وزن واقعی كپور ماهیان غذا داده می‌شود .

هرسه هفته از محلهای تغذیه آنها بازدید شود و جابجائی در محل آخور ماهی آمور ایجاد شود.

شكم ماهی از پهلو فشار داده شود : رنگ تیره (غذای طبیعی ) ، رنگ خاكستری روشن (غذای دستی ) اگر مقدار غذای دستی زیاد بود ( رنگ روشن ) باید پروتئین جیره را زیاد كنیم .


محاسن استخرهای خاكی كوچك :

1-حدود %50 از حوضچه كم عمق بوده و جای مناسبی برای زندگی و تغذیه بچه ماهیان است .

2-فضا و سطح مناسبی برای رشد فیتوپلانكتونها و زئوپلانكتونها ست .

3-حوضچه‌ها را می‌توان به راحتی خشك و ضدعفونی كرد .

4- در حوضچه‌ها می‌توان به راحتی حمام‌های ضدعفونی را انجام داد .

5- بچه ماهیان را همواره مد نظر و كنترل قرارداد .

6- در صورت نیاز به آسانی می‌توان به وسیله صید از تراكم آنها كاست .

7- تغذیه دستی به آسانی صورت می‌گیرد .

8- تنها اشكال آن هزینه بالای ساخت آن است .


تغذیه ماهی كپور :

برای تغذیه كپور می‌توان از گندم ، ذرت ، جو ، سبوس گندم و برنج، انواع كنجاله‌ها ، ضایعات كشتارگاهی ، ضایعات نان و … استفاده كرد .

% 3 * تعداد كل ماهی كپور * وزن متوسط ماهی كپور = مقدار غذای روزانه


تغذیه ماهی آمور :

برای تغذیه آمور می‌توان از شبدر ، یونجه ، سورگوم ، انواع گیاهان خوش‌خوراك استفاده كرد .

برای تغذیه آمور روزانه 45-35 درصد وزن آمور غذادهی صورت گیرد


تغذیه ماهی فیتوفاگ وبیگ‌هد :

تغذیه این ماهیان باید با غذای طبیعی انجام شود كه برای تكثیر این غذاها ازكوددهی استفاده كنیم .


شرایط غذا دهی :

1-تغذیه ماهیان با افزایش دمای آب افزایش می‌یابد و بهترین دما 28 –22 درجه سانتی‌گراد می‌باشد .

2-غذا دادن به آمور باید یك تا دو ساعت قبل از كپور صورت گیرد .

3- اندازه‌های دانه غذا یا پلت باید متناسب با اندازه دهان ماهی باشد .

4-غذا در زمان و مكان معین به ماهی داده شود .

5- تغذیه در موقعی صورت گیرد كه اكسیژن محلول آب در حد بالائی است .

6- اگر از گندم وجو استفاده می‌شود بهتر است آن را به مدت 7 ساعت در آب خیسانده و پهن كردن در لابلای كیسه كنفی ( گونی ) پس از جوانه زدن مصرف كرد .

7- سبوس زیاد به دستگاه گوارش آسیب رسانده و موجب پاره شدن جداره آن می‌گردد .

8- دانه حبوبات را باید پخت .

9- ملاس چغندر را می‌توان به عنوان منبع انرژی بكار برد .

10 - آنزمیت (زئولیت ) را می‌توان به میزان 3-2 درصد در غذا و به صورت متناوب 2تن در كل دوره در استخر بكار برد .

دانلود مقاله

بیماری ماهیان گرمابی


بیماریهای ویروسی :

ويرمي كپور ماهيان

. يك بيماري ويروسي مسري در كپورماهيان مي باشد و عامل آن رابدو ويروس كاپيواست كه باعث تلفات بسيار بالايي در ماهيان گرمابي (كپور ماهيان) مي گردد .حداكثر تلفات بيماري در دماي 10 تا 15 درجه سانتي گراد اتفاق مي افتد و در دماي 17 درجه تلفات كاهش مي يابد .علايم شامل تيرگي پوست، اگزوفتالمي و بيرون زدگي چشم، آسيت و رنگ پريدگي آبشش ها و كست مدفوعي آويزان از مخرج و حالت تورم و بيرون زدگي مخرج است و ماهيان حالت بي حالي داشته و خونريزي در آبشش ها و پوست دارند .تمامي گونه هاي كپور ماهيان حساس بوده و انتقال بيماري بصورت افقي است .بيماري از طريق تماس مستقيم با مدفوع آلوده، ادرار و مايعات جنسي و ترشحات خارجي از ماهيان آلوده ايجاد مي شود


كويي هرپس ويروس (بيماري اگزوتيك) Koi herpesvirus disease (KHD)

يك بيماري شديداً مسري است كه داراي ميزان ابتلا و تلفات بسيار بالا در خانوادة كپورماهيان مي باشد. عامل بيماري از خانوادة هرپس ويريده و با علائم باليني غيراختصاصي نظير زخم هاي وسيع، خونريزي از آبشش ها،‌ نقاط رنگ پريده يا تاول هاي روي پوست، چشمان فرورفته در اين گونه از ماهيان مي باشد. راه انتقال عامل بيماري تماس مستقيم با ماهي آلوده و مايعات مترشحه ماهي و آب آلوده مي باشد.بسته به درجه حرارت آب، درجه متفاوت بوده و ماهي مبتلا بصورت حامل و ناقل بيماري در آيد. سياست مقابله با بيماري بصورت قرنطينه سازي و حذف ماهيان آلوده به ويروس مي باشد.در جلسه مشورتي OIE 2005 به عنوان بيماري قابل اخطار معرفي شد


علائم بيماري :
الف) علايم رفتاري و فارمي :

شروع تلفات سريع و سنگين ،مرگ مير 24-48 ساعت پس از علايم باليني ،باقي ماندن ماهي هاي آلوده و درگير در سطح آب،شناي بي حال ،ضربان آبشش شديد،كاهش اشتها ،شناي تحريكي قبل از مرگ،

بي رنگي پوست،رگه دار شدن آبشش به همراه PATCH هاي سفيدرنگ، مشابهت با بيماري كلومناريس، مشاهده خونريزي در آبشش،گود ر فتگي چشم ها،لكه هاي سفيد رنگ در پوست، زخم جلدي ناحيه اي (گاهي اوقات)،زخم و آزردگي شديد در آبشش ،كم رنگي آبشش ها ،وجود PATCH در آبشش ها ،وجود چسبندگي درحفره بدن،ابري شدن اندام هاي داخلي،تورم شديد در آبششه

ب) علايم آسيب شناسي :

پروليفراسيون توده هاي اپيتليوم آبشش (افزايش)،نكروز در آبشش ،وجود اينكلوژن بادي هاي تكي در سلول هاي آبششي،نكروز سلول هاي پارانشيمي كبد، طحال، كليه و لوله گوارشي،حضور ماكروفاژهاي فراوان با ذرات هضم نشده در داخل آن،وجود اينكلوژن بادي در بافت هاي عصبي ،در كليه تقويت درون شبكه اي بوجود مي آيد.

راه هاي انتقال و انتشار عامل :

ويروس حداقل 4 ساعت در آب فعال و زنده است،از طريق آبشش صدمه ديده به آب، گلبول هاي سفيد و از آن طريق كليه،ارتباط مستقيم با ماهي آلوده،مايعات خروجي ماهي آلوده،آب يا لجن سيستم هاي آلوده،ورود ويروس به بدن ماهي سالم از طريق آبشش يا روده(كاملاٌ مشخص نيست)،ماهي بهبود يافته از عوامل مهم انتشار بيماري

بيماري رئوويروس آمور

عامل يك بيماري خونريزي دهنده كپور علفخوار در خانواده كپور ماهيان مي باشد .بيماري زايي اين بيماري كم است و باعث ضرر هاي اقتصادي در ماهيان گرمابي مي شود .درصد مرگ و مير آن 50 تا 70 درصد است .در اين بيماري، سپتي سمي همراه با خونريزي شديد وجود دارد .در ماهيان آلوده خونريزي در قاعده باله ها، چشم ها حفره دهاني، بافت عضلاني، كبد، كليه ها، طحال، دستگاه گوارش و نيز اگزو فتالمي ديده مي شود .تلفات در ماهيان انگشت قد بيشتر مي باشد .سياست مقابله با بيماري بصورت قرنطينه سازي و حذف ماهيان آلوده به ويروس پس از تأييد نهايي مي باشد .


عامل بيماري :
خانواده Reoviridae و جنس Aquareovirus
خصوصيات :
  • 65-70 nm
  • داراي كپسيد دوتايي بسته
  • مقاوم به كلروفوم، اسيد (PH3) يا قليائيت (PH10)
  • مقاوم به حرارت تا 56 درجه سانتي گراد به مدت 30 دقيقه
  • تاكنون دو سروتيپ در چين شناخته شده است : G-V873 , GV14
  • يازده قطعه رشته ها الگوهاي متفاوتي دارند (RNA ds)
  • داراي Antigenicity متفاوت نيز هستند .

محيط و انتقال Transmission & Envirenment :
  • فقط آب شيرين
  • افقي (Horizontal) از طريق آب يا انگل هاي خارجي
  • حاملين كپور معمولي، كپور سياه، كپور نقره اي، كپور سرگنده و كپور علفخوار بالغ
  • انتقال عمودي در دست بررسي است .
  • چگونگي ورود ويروس به ماهي سالم نيز ناشناخته است، گمان مي رود كه از طريق آبشش ها باشد .

محدوده ميزبان ها : (Host Range)
  • كپور علفخوار (Grass Carp) Cten opharyngodom idella
  • كپور سياه (Black carp) mylopharyngodon piceus
  • آمورچه (Top Mouth Gud Geon) pseudorasbora parva
  • سرگنده (Big Head Carp) Aristichtys Nobilis
  • كپور نقره اي (Silver Carp) Hypoph thalmichthys Molitrix
  • كپور طلايي (Golden Carp) Carassius Auratus
  • كپور معمولي (Common Carp) Cyprinus Carpio

سن ابتلا :
  • ماهيان يكساله انگشت قد – نوزاد (بصورت معمولي و رايج)
  • ماهيان بزرگتر (در صورت وجود شرايط مناسب كننده)

شرايط مناسب بروز بيماري ، ميزان مرگ و مير :

فوق العاده مسري تا 80% مرگ و مير و بيشتر ، دماي مناسب بروز 28-25 درجه


علايم :

1- خارجي

  • بيرون زدگي چشم (Exophthalmia)
  • تيرگي شديد بدن
  • خونريزي در قاعده باله ها، سرپوشي آبششي و حفره دهاني
  • تلفات شديد در دماي 28-25 درجه سانتي گراد آب

  • خونريزي در سراسر عضلات
  • التهاب روده (Red intestine)
  • خونريزي در آبشش يا رنگ پريدگي آن
  • خونريزي در كبد، طحال، كليه و روده
  • بزرگ شدن كبد
  • تورم كليه

3- تغييرات آسيب شناسي
  • • نكروز، استحاله و تباهي در سلولهاي كبد
  • • پرخوني و خونريزي در عروق كبد و طحال

تشخيص تفريقي :

1. بيماري باكتريايي لكه قرمز در كپور علفخوار (Red spot Disease)

2. التهاب روده باكتريايي

3. عفونت مخلوط با باكتري يا عفونت ثانويه باكتري (تغييرات مشابه آسيب شناسي)


روش هاي كنترل :
واكسيناسيون :
  • در چين از اركان هاي ماهي آلوده واكسن غير فعال (Auto Genous) تهيه شده است واكسن بدست امده از كشت ويروسي نيز در دسترس است .
  • محدوديت در نقل و انتقال و جابجايي ماهي زنده
  • حذف عامل بيماري زا از استخر ها (بكار گيري كلرين قبل از خشك شدن استخر)
  • عدم رها سازي آب استخرهاي آلوده به محيط

بیماریهای باکتریایی :
سپتي سمي خونريزي دهنده باكتريايي (آئروموناس هيدروفيلا)

اين بيماري در گونه هاي متعددي از ماهيان آب شيرين و كپورماهيان بروز مي كند و اغلب با استرس و ازدحام و تجمع زياد در محيط پرورش همراه مي باشد .علائم باليني بصورت خونريزي در پوست، باله ها، محوطه دهاني و عضلات و نيز زخم هاي سطحي در ناحيه اپيدرم مي باشد .علاوه بر اين علائم آسيت، اگزوفتالمي تورم طحال و كليه ها در ماهيان مبتلا ديده مي شود .اين باكتري بصورت ساپروفيت در داخل محيط آبي ماهي زندگي مي كند .بيماري از طريق آب آلوده يا حيوان مبتلا به سايرين منتقل مي گردد .سياست درمان و ضدعفوني مزارع درگير طبق پروتكل بيماري هاي باكتريايي مي باشد

دانلود مقاله

نکات ضروری در انجام واکسیناسیون طیور


۱ – قبل از مصرف واکسن حتما باید از سلامت گله اطمینان حاصل کرد .

۲ – در روش آشامیدنی لازمست آبخوری ها را با آب فاقد مواد ضد عفونی کاملا شسته و تمیز کرد و تعداد آنها نیز کافی باشد و حتی المقدور تعدادی آبخوری اضافی در نظر گرفته شود .

۳ – جهت رقیق نمودن واکسن لازمست از آب مقطر ، آب آشامیدنی فاقد املاح ، کلر و مواد ضد عفونی کننده دیگر ، آب جوشیده سرد شده و یا سرم فیزیولوژی ۵/۸ درصد استفاده کرد و درجه حرارت آب مصرفی می بایستی حدود ۲۳ درجه سانتی گراد در نظر گرفته شود و PH آن برابر ۷ باشد .

۴ – قبل از محلول کردن واکسن طیور را به مدت ۴ – ۲ ساعت (بسته به سن و به فصل سال) تشنه نگهدارید .

۵ – آب محتوی واکسن می باید خنک و در عرض دو ساعت توسط طیور آشامیده شود .

۶ – اضافه کردن شیر خشک (بدون چربی) به نسبت ۵/۲-۲ گرم در لیتر در آب مصرفی همچنین از شیر معمولی بدون چربی یا کم چربی به نسبت ۱۰-۱۵ درصد می توان استفاده کرد . اضافه کردن شیر سبب حفظ و ماندگاری ویروس واکسن می شود .

۷ – جهت واکسیناسیون به طریقه قطره چشمی و یا تزریقی نیاز به افراد آموزش دیده و به تعداد کافی می باشد .

۸ – جهت واکسیناسیون به طریقه آشنایی تجویز واکسن در طول ساعات سردتر روز باید مورد نظر قرار گیرد .

۹ – واکسن های کشته ( vac Inactivated ) را قبل از مصرف و در خلال واکسیناسیون بخوبی تکان دهید .

۱۰ – سر سوزن مورد استفاده باید تمیز و عاری از آلودگی باشد .

۱۱- فلاکن محتوی واکسن را قبل از مصرف مدتی در درجه حرارت اطاق (۲۰C+ و۱۸C+ )نگهداشته سپس اقدام به واکسیناسیون نمایید .

۱۲ – در روش اسپری مطمئن باشید که گله مورد نظر عاری از آلودگی مایکوپلاسمایی و سایر بیماری های تنفسی باشد .(PPLO)

دانلود مقاله

نکات قابل توجه، قبل از نوک چینی:


چنانچه گله از نظر سلامتی در وضعیت مناسبی نیست و یا از واکنش های ناشی از واکسن رنج می برد، از چیدن نوک پرنده ها خودداری نمایید.

به منظور جلوگیری از خونریزی، ۴۸ ساعت قبل و بعد از نوک چینی، به آب آشامیدنی آنها ویتامین K اضافه نمایید. با بررسی دستگاه مطمئن شوید که تیغه ی نوک چین داغی لازم را داشته باشد، ولی نه آنقدر زیاد که بعدأ باعث ایجاد تاول بر روی نوک شود.نکات قابل توجه، طی عملیات نوک چینی:

عمل کننده باید در وضعیت راحتی قرار گرفته باشد، تا همه نوک ها به یک شیوه مشابه چیده شوند.

از شدت عمل خودداری نمایید. سرعت خیلی بالا (تعداد پرنده در دقیقه) می تواند شاخص خطاها را بالاتر برده و از یکنواختی بکاهد.

تیغه دستگاه را بعد از استفاده برای ۵۰۰۰ جوجه، با کاغذ سمباده پاک و تمیز کنید و آنها را بعد از ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ مرتبه نوک چینی تعویض نمایید.

دقت کنید که زبان پرنده در معرض سوختگی قرار نگیرد.


نکات قابل توجه، بعد از نوک چینی:

سطح آب را در آبخوری ها افزایش داده و فشار آن را در لوله ها بالا ببرید تا آشامیدن آب برای جوجه ها آسان شود.

دقت کنید که دانخوری ها عمق کافی داشته باشند و هفته اول بعد از نوک چینی هیچگاه خالی نماند.

نوک چینی، عمل کاملأ ظریفی است و صحیح انجام دادن آن بسیار مهم می باشد. هر گونه کوتاهی در دقیق چیدن نوک، می تواند به زنده ماندن و یکنواختی گله صدمه وارد سازد و نتیجتأ روی کلیه عملکردهای تولیدی آن تأثیر منفی بگذارد.

دانلود مقاله

ضدعفونی برای گله های طیور


ضدعفونی به کاهش عوامل پاتوژن ( ارگانیسم های مسبب بیماری ) اطلاق می شود در حالیکه بهداشت به کیفیت پاکیزگی اطلاق می شود.


چرا ضدعفونی مهم است ؟

کاهش میزان عوامل پاتوژن در محیط گله ها ، خطر بیماری را کاهش خواهد داد. ضدعفونی کننده ها عوامل شیمیایی هستند که می توانند در تماس مستقیم ، عوامل پاتوژن را از بین ببرند. تمیز کردن قبل از ضدعفونی ، پاتوژن را در معرض مستقیم ضدعفونی کننده ها قرار می دهد.


چگونه محوطه ساختمان را ضدعفونی کنیم

ابتدا : پاکیزگی

۱. بیرون بردن تمامی بستر ، غذا و کود.

۲. جاروکردن کثافات و تارهای عنکبوت و غیره .

۳. شستن تمامی سطوح با یک ماده ضدعفونی کننده دترجنت ( اسپری پرقدرت می تواند سودمند باشد ) .

۴. توسط آب تمامی مواد دترجنت و آلی از سطوح شسته شوند.

سپس : ضدعفونی

۵. استفاده از ضدعفونی کننده .

۶. اجازه دهیم تا مواد ضدعفونی کننده کاملاً خشک شوند.

۷. استفاده مجدد از ضدعفونی کننده ها و اجازه دهیم که برای مرتبه دوم خشک شوند ( به دلخواه ) .

۸. قرار دادن وسایل تازه و تمیز ، ضدعفونی شده ، شسته شده با آب و خشک شده و ملزومات خوراک در محوطه سالن ، قبل از ورود جوجه ها .


چگونه یک ماده ضدعفونی کننده انتخاب کنیم ؟

عملکرد گند زدایی مواد ضدعفونی کننده برای پاتوژن های مختلف ( ویروسها ، باکتریها ، قارچها و تک یاخته ایها ) به ترکیبات شیمیایی ضدعفونی کننده و ماهیت ارگانیسم بستگی دارد. وقتی که یک ضدعفونی کننده انتخاب می کنیم به این خصوصیات توجه می کنیم :

۱. هزینه

۲. کارآیی ( قابلیت از بین بردن ویروسها ، باکتریها و قارچها )

۳. نحوه عملکرد در حضور ماده آلی

۴. سمیت ( سلامت نسبی برای حیوانات )

۵. فعالیت پس مانده های ماده ضدعفونی کننده

۶. اثر در پارچه و فلزات

۷. عملکرد در حضور صابون

۸. قابلیت حل ( اسیدی ، قلیایی ، PH )

۹. زمان برخورد

۱۰. دما و حرارت

اهمیت نسبی این خصوصیات به موقعیت خاص محل بستگی خواهد داشت ، ولی موارد کارآیی و سمیت در حیوانات همیشه مهم تلقی می شود.

ضدعفونی کننده ها سریع عمل نمی کنند. همگی زمان معینی را برای اینکه عملکرد موثر داشته باشند ، نیاز دارند. دما و غلظت ماده ضدعفونی کننده در میزان از بین بردن میکروارگانیسم ها موثر است. استفاده از غلظت های توصیه شده ماده ضدعفونی کننده مهم می باشد. اگر دما افزایش یابد فعالیت بسیاری از مواد ضدعفونی کننده بطور بارز افزایش می یابد.

تمامی مواد ضدعفونی کننده اثر کمی در حضور ماده آلی دارند بطور مثال شما نمی توانید کثافات را ضدعفونی کنید. ماده آلی با عملکرد ماده ضدعفونی کننده تداخل عمل دارد زیرا عامل پاتوژن را می پوشاند و با تشکیل پیوندهای شیمیایی با ماده ضدعفونی کننده ، از برخورد مستقیم عامل پاتوژن با ماده ضدعفونی کننده ممانعت می کند ، بنابراین آن را در برابر ارگانیسم ها یا واکنش های شیمیایی غیر فعال ساخته و ماده ضدعفونی کننده خنثی می شود.

تمیز کردن قبل از کاربرد ماده ضدعفونی کننده ضروری است.

عوامل ضدعفونی کننده طبیعی : عوامل طبیعی که میزان پاتوژن را در محیط کاهش می دهند ، مهم بوده و اغلب می توانند به دلیل سودمندی مورد استفاده قرار گیرند. اینها شامل نور خورشید ، حرارت ، سرما ، خشکی ( خشک کردن ) ، و مبارزه می باشد. اشعه های ماوراء بنفش نور خورشید در از بین بردن میکروارگانیسم ها بسیار موثر می باشند. این عامل جهت ضد عفونی قسمت بیرونی ساختمان مفید است ، ولی متاسفانه اشعه های ماوراء بنفش نمی توانند از میان شیشه یا سقف ها یا کثافت عبور کنند. خشک کردن توسط هوای تازه و باد نیز پاتوژن ها را از بین خواهد برد ، مخصوصاً وقتی که آنها ، در مراحل تمیز کردن در معرض عوامل فوق قرار داده شوند. در خاک ، میکروارگانیسم هایی که مسبب بیماری نیستند ( باکتریها و قارچهای غیر پاتوژن ) موادی تولید می کنند که از رشد میکروارگانیسم های پاتوژن جلوگیری کرده ، یا باعث مرگ آنها می شوند. اگر چه حساسیت میکروارگانیسم ها با تغییرات حرارت کاملاً متفاوت می باشد ، با این وجود حرارت شدید ( پائین تر از صفر درجه سانتیگراد یا بیش از ۲۹ درجه سانتیگراد ) آنها را از بین خواهد برد.


چگونه آب آشامیدنی را ضدعفونی کنیم ؟

معمولاً کلر با غلظت ppm۳ بعنوان یک ضدعفونی کننده برای آب آشامیدنی استفاده می شود. گزارش شده است که در غلظتهای بیش از ppm۱۰ جوجه ها تحمل پذیری خوبی دارند. غلظت ppm۵ برای کنترل گل و لای آب مورد نیاز می باشد. کلرینه کردن می تواند به طرق مختلف انجام شود ، با این وجود ، هیپوکلریت سدیم مایع ،کاراترین ماده است.سفیدکننده خانگی همان هیپوکلریت سدیم رقیق شده می باشد که محصولات آن از ۵ تا ۱۵ درصد هیپوکلریت سدیم تغییر می کند.

کلروکس در حدود ۵% است.

آماده سازی یک محلول متداول : یک اونس ( ۵/۴۳۷ گرم ) کلروکس ( یا دو قاشق چایخوری مایع سفیدکننده در هیپوکلریت سدیم ۱۵% ) به یک گالن ( ۷۸۵/۳ لیتر ) آب تمیز بیفزائید. میزان بیشتری از محلول متداول می تواند توسط افزودن یک فنجان کلروکس یا یک سوم فنجان مایع سفیدکننده هیپوکلریت سدیم ۱۵% به ۸ گالن ( ۲۸/۳۰ لیتر ) آب تهیه کرد. عمل مخلوط کردن در یک محفظه پلاستیکی که درب آن بخوبی بسته شود صورت می گیرد. یک ظرف آشغال پلاستیکی سرپوش دار تمیز مناسب می باشد. برای کنترل گل و لای ، ۵/۱ تا ۲ اونس ( ۶۵۶ تا ۸۷۵ گرم ) کلروکس یا ۳ قاشق چایخوری از مایع سفید در هر گالن آب مورد نیاز می باشد.

کلرینه کردن آب : یک اونس ( ۵/۴۳۷ گرم ) محلول متداول را به یک گالن ( ۷۸۵/۳ لیتر ) آب آشامیدنی می افرائیم.



رهنمودهای دیگر در مورد کلرینه کردن

* ماده آلی بسرعت کلر را غیرفعال می سازد. آبخوریها را قبل از افزودن محلول تازه کلر ( روزانه ) تمیز نمائید.

* PH آب باید پائین تر از ۵/۸ باشد. PH ایده ال برای تاثیر کلرینه کردن ۶ الی ۸ می باشد.

* دمای پائین از عملکرد ماده ضدعفونی کننده می کاهد. بهترین نتیجه در دمای ۱۸ درجه سانتیگراد و بالاتر بدست می آید. کاهش دما تا ۸- درجه سانتیگراد میزان اثر ماده ضدعفونی کننده مورد نیاز را ۲ تا ۳ برابر افزایش می دهد.

* آب باید مداوماً کلرزنی شود

* سختی آب ( تا ppm۴۰۰ ) اثری در عملکرد ضدعفونی کننده ندارد.

* کلرزنی را ۲ روز قبل از واکسیناسیون با واکسنهای زنده ویروسی یا واکسنهای باکتریایی مخلوط در آب قطع نمائید. کلرزنی می تواند ۴ ساعت بعد از پایان واکسیناسیون ادامه یابد.

* میزان کلر پیشنهادی در آب آشامیدنی بطور قابل ملاحظه ای مصرف کلر خوراکی را تغییر نمی دهد.

* هشدار ! محلول هیپوکلریت غلیظ و گاز کلر باعث خورندگی فلزات می شوند. محلولهای کلردار را از فلزات و مخصوص از قسمتهای الکتریکی دور نگهدارید.

دانلود مقاله

گامبرو


برای اولین بار در سال 1962 مشاهده شد که به علت تظاهراتی که در کلیه میداد جزئی از برونشیت عفونی میدانستند. سالهای بعد بعلت مقاومت جوجه ها به برونشیت عفونی و علیرغم آن ایجاد بیماری مزبور و نیز به علت بروز عفونت بورس فابریسیوس مشخص شد که این بیماری از بیماری برونشیت عفونی جدا است لذا بیماری با نام Infectiuos bursal diseases شناخته شد و بعداً به گامبورو تغییر نام داد.


ویروس گامبورو

ویروس گامبورو تنها ویروس بیماریزای خانواده بیرناویریده است و دارای دو جزء منفک 60 نانومتر و 20 نانومتر است. ویروسی بسیار مقاوم که 56 درجه سانتیگراد را 5 ساعت و 60 درجه سانتیگراد را 90 دقیقه و حرارت 70 درجه سانتیگراد را بمدت 60 دقیقه تحمل میکند. ویروس برونشیت حرارت 56 درجه سانتیگراد را 20-15 دقیقه تحمل میکند.

ویروس گامبورو در PH اسیدی مقاوم و در PH قلیایی زود از بین میرود. سود سوزآور 4% آنرا از بین میبرد ولی ترکیبات چهارتایی آمونیوم مثل مرتیولاتها اصلاً اثر ندارند.

فرمالدئید 5% در عرض یک ساعت ویروس را از بین میبرد و ترکیبات هالوژندار مثل ید و کلر موثر است ولی ترکیبات فنلی در بعضی شرایط موثر و در اکثر شرایط بی تاثیر است.


کشت ویروس

ویروس گامبورو در کلیه جوجه و فیبروبلاست جنین کشت میشود. اگر برای اولین بار در پرده کوریوآلانتوئیک جنین 11-10 روزگی تزریق شود جراحتی ایجاد نمیکند ولی بعد از 5-4 پاساژ باعث مرگ جنین میشود.

خونریزی زیر جلدی، نکروز کبد، رگه های زرد رنگ در کبد، نکروز عضلانی، سبز شدن کیسه زرده به خاطر اختلافات کبد و پس زدن صفرا در جنین مرده دیده میشود.


سروتیپ های ویروس

از نظر آزمایش خنثی شدن ویروس دو سروتیپ زیر وجود دارد:

1- برای ماکیان بیماریزا است و بعضی از سویه ها با 50% تلفات و برخی از سویه ها بدون علامت بالینی هستند.

2- در اردک و بوقلمون بیماریزاست و برای ماکیان بیماریزایی ندارد.


بیماریزایی

ویروس گامبورو سلولهای B فولیکولهای لنفاوی بورس را از بین میبرد لذا بیماریزائی ویروس با رشد بورس فابریسیوس ارتباط مستقیم دارد. ویروس گامبورو بر سلولهای T فولیکولهای لنفاوی بورس کمتر اثر دارد .

بیماری گامبورو در مقابل بیماریهایی مثل نیوکاسل ، لارنگو ، برونشیت ، سالمونلا ، کلی باسیل ، مارک و کمخونی عفونی و حتی واکسیناسیون آنها بدن را ضعیف می کند .

اگر ویروس در هفته اول زندگی به جوجه حمله کند بسته به پادتن های مادری از همان لحظه اول یا از هفته سوم به بعد بیماری ایجاد می شود. (از راه چشم)

مثلاً در بیماری برونشیت که ایمنی مخاطی توسط پلاسماسل های غدد هاردرین ایجاد می شود. اگر ویروس گامبورو در هفته اول به چشم حمله کند پلاسماسل ها را از بین میبرد (تا 5-4 هفته)  ایمنی مخاطی از بین میرود . چون بیماریزایی ویروس نسبت مستقیم با رشد بورس دارد اگر ویروس قبل از 3 هفتگی وارد بدن شود چون بورس کوچک است شدت بیماری کمتر بروز می کند علیرغم آنکه تضعیف ایمنی زیادتر است .

ولی در 7-3 هفتگی چون بورس بزرگ است نشانی ها بیشتر تظاهر می کند هر چند تضعیف ایمنی زیاد نیست از سن 10 هفتگی به بعد گامبورو از نظر تضعیف ایمنی و ایجاد عارضه اثری ندارد .


واگیری بیماری

در گله های گوشتی و تخمگذار ، تخمگذاران حساسترند . بیماری از یک قسمت سالن شروع و در عرض 2-1 هفته تمام سالن را میگیرد . انتقال بیشتر توسط وسایل و افراد است . وان آلوده تا 50 روز آلوده است . تا 4 ماه در محیط باقی می ماند . در بستر آلوده 2-1 ماه عفونی است . انتقال عمودی وجود ندارد . انتقال از راه هوا ضعیف است . نقش حشرات و موش بسیار زیاد است . جوجه ها معمولاً فقط تا 2 ماه ویروس را در خود دارند و بعد از آن دفع نمی کنند .


علائم بالینی

دوره نهفته 4-2 روز بیماری معمولاً در سن 6-4 هفتگی ظاهر می شود . میزان واگیری 70-15% تلفات 15-10% دوره بیماری 7-4 روز . عدم تحرک ، افسردگی ، پژمردگی ، اسهال سفیدگچی در اطراف مقعد به علت تحریک فهارش کلوآک نوک زدن و کانایبالیسم ، اسهال خونی .


کالبدگشائی :

لاشه پرخون چینه دان خالی ، عضلات سینه و ران خشک و خونریزی منتشره در آنها ، خونریزی در غشاء ، سروزی سنگدان و قلب ، پیش معده و روده راست و ایلئوم و دریچه ایلنوسکال ، پانکراس و کلیه ها نارنجی ، حالب ها حاوی رسوب اوراست .

بورس برزگ و نارنجی صورت تا قرمز خونی ، حاوی مواد پنیری و چرک که بعد از 4-3 روز از شروع بیماری کوچک می شود .


تشخیص

منحنی تلفات ، ضایعات بورس و کلیه

کوکسیدیوز (بعلت خونریزی جدار روده و کلواک) نیوکاسل (تلفات و خونریزی پیش معده) برونشیت (بعلت علائم کلیوی) سندرم کلیه و کبد چرب (بعلت تلفات بالا) مارک (تومورهای بورس و . . . )


پیشگیری

ضدعفونی موثر و دقیق با تست مواد ضدعفونی کننده موثر ، استفاده از حشره کش ها ، اطمینان از عدم آلودگی پودر گوشت ، خودداری از رفت و آمدهای بیمورد . ایمنی مادر : واکسیناسیون در 17-16 هفتگی ایمنی جوجه : 1 روزگی (تزریق قطره چشمی و اسپری)

دانلود مقاله

ویروس نیوکاسل


این بیماری مخصوص پرندگان، ماکیان، بوقلمون، قناری، طوطی، است منجمله انسان نیز پرندگان آبزی تنها بصورت ناقل (بدون علائم کلینیکی) به نیوکاسل مبتلا میشوند.

حدت بیماری در درجه اول برای ماکیان و در درجه دوم برای بوقلمون است.


مقاومت ویروس

ویروس نیوکاسل مقاومت نسبتاً زیادی دارد و در 100 درجه سانتیگراد بمدت 1 دقیقه و در 37 درجه سانتیگراد برای ساعتها ، در 20 درجه سانتیگراد برای ماهها و در 8 درجه سانتیگراد برای سالها زنده میماند. بستر آلوده تا 2 ماه و لاشه آلوده 12 ماه ویروس را نگه میدارند. مقاومت ویروس در محیط خارج بستگی به محیط دارد مثلاً مدفوع بستر ، ترشحات بزاق ، مواد پروتئینی اطراف ویروس در افزایش مقاومت ویروس نقش دارند. مواد پروتئینی با جلوگیری از رسیدن ماده ضدعفونی به ویروس و نیز با تجزیه و بی اثر کردن ماده ضدعفونی موجب حفاظت ویروس میشوند. ویروس در سرما و رطوبت بالا بهتر حفظ میشود .


بیماریزایی

براساس نوع سویه ویروسی ، حدت ویروس ، تعداد ویروس ، سن میزبان بیماریزایی فرق می کند و اختلاف نژادی در ماکیان از نظر بیماریزایی ویروس نقشی ندارد . ویروس از راههای گوارشی ، بینی و چشم شکل تنفسی و از راه تزریق فرم عصبی به بیماری میدهد . وقوع بیماریها در تمام فصلها بخصوص فصل زمستان و تابستان دیده می شود . کمبود ویتامین A ناشی از تشنگی و گرسنگی بمدت دست کم 24 ساعت نیوکاسل را شدیدتر می کند . در فصل تابستان بعلت حساسیت مرغ به گرما فرم عصبی بیماری بیشتر است . وجود آمونیاک حتی در مقادیر ppm 20 بمدت 4 تا 6 هفته و گرد و خاک زیاد نیوکاسل را بیشتر می کند .


انتقال

اصولاً انتقال ویروس نیوکاسل توسط ذرات معلق فضا است .

پرنده مبتلا بعد از 48 ساعت از تمام ترشحات بدن و مدفوع ویروس را دفع می کند و آب ، غذا ، بستر ، هوا را آلوده می کند . باد چندان نقشی ندارد ولی طوفان ذرات معلق را جابجا می کند .

وسایل مکانیکی ، ماشین حمل غذا و جوجه کشی ، پودر گوشت و استخوان آلوده (آلودگی جانبی بعد از پروس) ، مرغهای منجمد آلوده ، پرنده های مهاجر ، واکسنهای تهیه شده از تخم مرغ جنین دار (آبله و برونشیت) سبب انتقال شده اند . مرغ مادر در حالت ویرمی زرده و پوسته (در کلوآک) را آلوده می کند ولی ویروس در 5-4 روز جنین را می کشد پس انتقال بصورت عمودی وجود ندارد .

اگر تخم مرغ جنین مرده در داخل هچری بعلتی شکسته شود جوجه های سالم بدنیا آمده در هچری را آلوده می کند که انتقال Egg Transmision است و Vertical نیست . بهمین علت بهتر است در موقعی که گله مادر آلوده به نیوکاسل است از تخم مرغ آن برای جوجه کشی استفاده نشود .


علائم بیماری نیوکاسل

دوره کمون 15-2 روز و بطور معمول 6-5 روز است و دوره بیماری 14-10 روز می باشد .

بیماری به سرعت پیش میرود و نشانیهای تنفسی ، احشائی و عصبی وجود دارد . نفس نفس زدن ، کاهش اشتها ، بیقراری ، افزایش درجه حرارت (6-4درجه سانتیگراد تب می کند) ، اسهال شدید سبز رنگ و تلفات 100-90% در عرض 6-5 روز در اثر خستگی شدید بدن .در مرغهای مقاوم در اواخر دوره بیماری فلجی پا ، فلجی بال ، انقباض عضلانی ، پیچش گردن به طرفین و پائین دو پا ، و لرزش عضلانی دیده میشود.


کالبدگشایی

براساس حدت ویروس ، سویه ویروس ، میزان ویروس وارد شده ، سن ابتلاء ، نژاد و محیط جراحات از ضعیف تر تا حادتر مشاهده می شود مثلاً در 50% لاشه ها بعلت حدت خیلی خیلی زیاد ویروس هیچگونه علائمی بجز از هیدراتاسیون و خشکی لاشه دیده نمی شود .


علائم گوارشی :

خشکی لاشه ، تیرگی لاشه ، خونریزی های چربی قاعده قلب و چربیهای دیگر بدن ، خونریزیهای Ptechy مانند در پیش معده و راس غدد آن ، زخم راس غدد پیش معده و گاهی خونریزی کامل معده ، خونریزی زیر غشاء سنگدان اولسرهای فولیکول های لنفاوی روده (15-1 میلی متر) که بیشتر در قسمت خلفی شاخ دوازدهه ، محل دوشاخه شدن روده کور یا تانسیل های روده کور دیده می شود و ممکن است در راست روده و کلوآک نیز اولسر دیده شود


علائم تنفسی

ترشحات سروزی در بینی و نای همرا خونریزی ، ترشحات کازئوزی در کیسه های هوایی و ضخیم شدن یک یا چند پرده کیسه هوایی اگر مرغ مبتلا تخمگذار باشد غشاء زرده پاره شده و محتویات آبکی آن محوطه بطنی را پر می کند

طحال در اکثر موارد متورم و گنجیدگی هایی داخل سلولهای طحال دیده می شود که در صورت خروج ویروس از بدن این گنجید گیها دیده نمی شود .

در جنین حاصله از مرغان بیمار ، پرخونی و خونریزی عمومی بخصوص در کیسه زرده دیده می شود . علائم گوارشی وجود ندارد و علائم تنفسی دیده می شود .

در لاشه ای که در اواخر بیماری بوده است فرم عصبی دیده می شود (فلجی بالها و . . .) که در کالبدگشائی هیچ نشانی دارد و فقط نکروز آندوتلیال عروق تمام بدن Prevaswlar Papiles در عروق مغز آن هم در هیستوپاتولوژی دیده می شود .


تشخیص بیماری نیوکاسل

سابقه ، علائم بالینی ، کالبدگشایی ، آزمایشگاه

علائم عصبی (فلجی بال و گردن و پا) : بیماری مارک ، کمبود ویتامین E ، آنسقالومیلیت ، بعضی مسمومیت ها . علائم تنفسی : برونشیت ، لارنگوترتکئیت عفونی ، آسپوژیلوز ، کویزا ، مایکوپلاسما ، وبای طیور ، طاعون مرغان


پیشگیری نیوکاسل

بدون رعایت بهداشت واکسیناسیون بی فایده است .

مدیریت کامل ، جلوگیری از ورود و انتقال ویروس ، نگهداری یک سن جوجه ها ، تهویه مناسب و . . . اهمیت دارند . اگر گله قبلی مبتلا بود ابتدا با یک سیستم قوی فشار هوا ، کلیّه مواد گرد و غبار سقف و دیوارها را زدوده و در کف میآوریم و بعد کود و بستر داخل سالن را در وسط سالن جمع کرده و روی آنها ماده ضدعفونی (فرمالین ، پرمنگنات ، ترکیبات کلره) ریخته و 10-7 روز بحال خود میگذاریم (گرمای ایجاد شده در داخل کود ویروس های زیادی را می کشد) بعد کود را در خارج مرغداری آتش زده یا در زیر خاک چال می کنیم ، بعداً سالن را با تمام دانخوری ، آبخوری ، هواکش . . . شستشو و ضد عفونی کرده و سالن را با آبگرم و مایع ضدعفونی و فشار زیاد شستشو داده و بعد در و پنجره ها را بسته و با گاز حاصله از فرمالین و پرمنگنات 48-24 ساعت سالن را گاز میدهیم و بعد از آن 24 ساعت سالن را هوا داده و اقدام به پرورش گلّه جدید می نمائیم .

برخی عقیده دارند بعد از ضدعفونی کامل سالن را یک ماه خالی نگه بدارند .

ضدعفونی کننده ها عبارتند از : هیپوکلریت سدیم ، سود ، پرمنگنات پتاسیم ، گاز فرمالین در زمستان برای بهتر اثر کردن ضدعفونی ، گرم کردن سالن لازم است .


واکسن های نیوکاسل

واکسن کشته:

واکسن کشته حتماً باید تزریق شود و بهتر است قبلاً ویروس زنده را با بدن تماس دهیم . واکسن بسیار محرک و سوزاننده برای پوست انسان است . این واکسن با عمل انترفرانس بدن را حمایت می کند (چند روز بعد از تزریق) و یک هفته بعد از تزریق ایمنی اختصاصی را به وجود می آورد . استفاده از واکسن در گله هایی که عوارض تنفسی داشته اند و خسارات حاصله را کم می کند


واکسن زنده

در ایران سویه سنتوژن استفاده می شود . سویه حدت کمتری دارد و ایمنی زایی کمتری دارد و لذا در سنین پائین مناسب است و نیز در مواقعی که خطر بیماری چندانی وجود ندارد استفاده می شود . سویه Lasota حدت بیشتری دارد و ایمنی بیشتری میدهد و از آن در سنین بالا استفاده می شود .

دانلود مقاله

تغذیه و کنترل بیماری کوکسیدیوز

کوکسیدیوز (Coccidiosis) یکی از مهمترین بیماری های طیور در سراسر جهان است که توسط تک یاخته ای از جنس ایمریا (Eimeria) ایجاد می شود . گونه های مختلف ایمریا غالباً در روده ماکیان تاثیر گذاشته ، ایجاد ((آنتریت )) می کنند . این انگل ها در داخل سلول های ((اپی تلیوم )) و تحت ((اپی تلیوم )) روده میزبان رشد و تکثیر پیدا می کنند .پرنده مبتلا رشد خوبی ندارد ، لاغر می شود و ممکن است تلف شود . گاهی در عفونت های تحت بالینی عارضه ظاهری وجود ندارد و تنها باعث اختلال در ضریب غذایی می شود. این بیماری خسارات اقتصادی چشمگیری به دنبال خواهد داشت که باید به آن هزینه های مربوط به داروهای پیشگیری و درمان کوکسید یوز را هم افزود .مواد مختلفی جهت رشد ایمریا ها در بدن میزبان لازم هستند از جمله بیوتین که برای طی مراحل رشد داخل سلولی ایمریا مورد لزوم است .هم چنین تیامین ، اسید نیکوتینیک، اسید فولیک و ریبوفلاوین برای تکمیل موفقیت آمیز چرخه زندگی انگلی در داخل بدن میزبان مورد نیاز است . ویتامین A، آلفا آمینوبنزوئیک اسید، کلسیم پانتوتنات ، پیریدوکسین ، پیریدوکسال. اسید آسکوربیک ،کلسی فرول ، آلفاتوکوفرول و منادیون هم جهت رشد آن ها ضروری هستند .

با وجودی که تعداد زیادی از ویتامین ها توسط میزبان با فلور میکروبی روده ساخته می شوند ، اما استفاده از جیره های دارای مقادیر کم ویتامین (کنترل تکثیر تک یاخته در میزبان ) با محدودیت هایی مواجه است .

ویتامین ها :

ویتامین های مختلفی در رابطه با نوع مواجهه میزبان با بیماری شناخته شده اند :


الف) ویتامین K:

دستگاه گوارش پرندگان مبتلا به کوکسیدوز به شدت دچار آسیب می شود و ممکن است خون ریزی شدید و یا حتی کشنده ای به وجود آید . ویتامین k دارای خواص ضد خون ریزی بوده ، به ویژه در مقابله با اثرات زیان آور کوکسید یوز ناشی از آلودگی با ایمریاتنلا و ایمریا نکاتریکس موثر است . به علت کوتاهی طول دستگاه گوارش ، مقدار کمی ویتامین k در روده طیور ساخته می شود . کولون یا روده بزرگ جوجه های جوان ناحیه اصلی فعالیت باکتری هایی است که کمتر از 6 درصد طول کل دستگاه گوارش را شامل می شوند ، در حالیکه این مقدار در بالغین به 7 درصد می رسد . به علاوه ماکیان نمی توانند ویتامین k ساخته شده توسط فلور میکروبی روده را مورد استفاده قرار دهند ; زیرا محل تولید آن قدر نزدیک انتهای دیستال روده است که اجازه نمی دهد جذب قابل توجهی صورت پذیرد . عبور سریع غذا از میان دستگاه گوارش هم ممکن است سنتز ویتامین k در طیور را تحت تاثیر قرار دهد . احتمالاً به دلایل زیر بر روی نیاز به ویتامین k در زمان کوکسید یوز تائید می شود:

1- کاهش مقدار دان مصرفی و در نتیجه کاهش دریافت ویتامین k.

2- ایجاد جراحت در روده ها و کاهش جذب ویتامین k .

3- درمان با سولفاکینوکسالین یا دیگر داروهای کوکسیدیواستات که باعث افزایش نیاز به ویتامین k می شود .

4- با استفاده از ویتامین k افزایش ضریب کارایی غذایی (FCE) و کاهش وزن که دو مشکل اساسی در هنگام بروز کوکسیدیوز هستند ، تا حد زیادی کنترل می شود . حتی گاهی لازم است که مقدار ویتامین k تا سطح 10 برابر مورد نیاز به صورت کمکی داده شود


ب) ویتامین های A و E :

یانگر در سال 1945 مشاهده کرد که در پرندگان مبتلا به کمبود ویتامین A کوکسید یوز روده کور به وفور یافت می شود . کولز و همکاران در سال 1970 این امر را به علت اثر منفی کمبود ویتامین A بر سیستم ایمنی میزبان دانستند ویلیامز در سال 1992 دریافت پرندگانی که با ذرت تغذیه می شوند در برابر ایمریا تنلا به نحو بارزی مقاوم تر از طیور ی هستند که گندم مصرف می کنند و پیشنهاد کرد که بالابودن مقادیر ویتامین A و E در ذرت به همراه سطوح بالاتر نیاسین و ریبوفلاوین در گندم تا حدودی در بروز این حالت موثرند. کلانگو و همکاران در سال 1984 گزارش کردند که ویتامین E اثرات مفیدی در طی روند آلودگی با ایمریاتنلا (ونه ایمریاماکسیما) دارد . در پرندگانی که با جیره غنی از ویتامین E تغذیه می شوند ، از تاثیر آلودگی با ایمریاها روی مقدار غذای مصرفی ، افزایش وزن ، ضریب کارایی غذایی و میزان مرگ و میر کاسته می شود . تصور بر این است که افزایش سطح ویتامین E با ارتقای پاسخ حاصله از لنفوسیت ها نسبت به میتوژن ها ، سیستم ایمنی را تقویت می کند .


ج ) ویتامین B1 (تیامین ):

برای تیامین موجود در غذا ، ایمریا با میزبان رقابت می کند . آزمایش ها نشان داده اند که آلودگی تجربی با ایمریاها منجر به کاهش قابل ملاحظه ای در سطح تیامین خون می شود .

مقدار تیامین مستقیماً با شدت آلودگی در ارتباط است . اگر جیره حاوی ضد تیامین باشد ، می بایست مکمل تیامین جیره را اصلاح کرد .


نقش پروتئین و ممانعت کننده های آنزیمی :

رابطه مستقیمی بین سطح پروتئین جیره با فعالیت تریپسین از یک سو و فعالیت این آنزیم با شدت کوکسید یوز از سوی دیگر وجود دارد . به نظر می رسد که مقادیر پایین تر پروتئین تولید تریپسین را که برای خروج انگل از کیست (Excystation) لازم است ، کاهش می دهد . با وجود این مسلم است که در مقادیر کم پروتئین ، عملکرد پرندگان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد .جیره های حاوی میزان پروتئین کم ، تنها ممکن است در برابر آلودگی های بسیار شدید موثر باشند.

ماتیز (Mathis) و همکاران در سال 1995 در مورد اثرات سویای خام در مقابل کنجاله سویا بر روی آلودگی با ایمریا در جوجه ها تحقیق کردند . در طی آلودگی با ایمریا آسرولینا ، تنلا، ماکسیما، برونتی و پاراکوکس ، هم زمان با افزایش مقدار سویای خام ، افزایش هم گام و موازی در وزن و کاهش درجه و شدت ضایعات وجود داشت ، بنابراین فرضیه ای استوار شد مبنی بر این که ممانعت کننده های آنزیم پانکراتیک (Pancreatic Enzyme Inhibitor) در سویای خام وجود دارند که ترشح این آنزیم و در نتیجه خروج انگل از کیست در روده را کاهش می دهند . از آنجا که تغذیه مداوم با سویای خام نیز سبب افت شدید وزن و هیپوتروفی پانکراس می شود ، می بایست از مزایای عملی استفاده از آن به عنوان روشی برای کنترل کوکسید یوز چشم پوشی کرد .

آفلاتوکسین :

آفلاتوکسین های حاصله از کپک آسپرژیلوس مرگ ومیر ناشی از ایمریاتنلا در جوجه ها و ایمریا آدنوئیدس(E.adenoides) در نیمچه بوقلمون ها را افزایش می دهند . در گذشته تصور بر این بود که آفلاتوکسین ها غلظت های پروتئین سرم را کاهش داده و ممکن است از مقاومت پرنده نسبت به کوکسیدیوز بکاهند; ولی اخیراً نشان داده شده است که از طریق کاهش توانایی لخته شدن خون (Blood-Clotting Potential) عمل می کنند . نقش تغذیه درکنترل کوکسید یوز :

می توان چنین نتیجه گیری کرد که عوامل تغذیه ای در شدت ابتلای جوجه های گوشتی به کوکسیدیوز نقش دارند . با این وجود تفاوت بین نتایج بدست آمده از آزمایش های مختلف به قدری زیاد است که نتیجه گیری نهایی اثر تغذیه بر کوکسید یوز را در یک جیره عملی مشکل می سازد . این تنوع را شاید بتوان با بیان این حقیقت توضیح داد که تاثیر تغذیه بر شدت و وسعت بیماری هنوز به خوبی شناخته نشده است . اطلاعات موجود در نوشتارهای علمی حکایت از آن دارند که تاثیر عوامل غذایی ممکن است بیشتر بر روی وضعیت ایمنی پرنده باشد تا مستقیماً بر روی خود کوکسید یوز . چنین اثری این مساله را به ذهن متبادر می سازد که تغذیه می تواند اثر داروهای ضد کوکسید یوز یا واکسن های کوکسیدیوز را بهبود بخشد .

بنابراین برای درک رابطه بین تغذیه ، سیستم ایمنی پرنده و کوکسید یوز به اطلاعات بیشتری نیازمندیم . در یک تجربه عملی در گله مرغ مادر گوشتی و در دوره پرورش علائم بالینی کوکسید یوز سکوم و روده باریک به ترتیب در سنین حدود 7 و 9 هفتگی مشاهده شد . به محض مشاهده شد . به محض مشاهده علائم در هر سالن ، آمیخته ای از ویتامین های k و B compelex (که به صورت تجاری در بازار مصرف موجود است ) تا 3 برابر مقدار توصیه شده شرکت تولید کننده ، به آب آشامیدنی طیور افزوده شد . با مراجعه به سوابق فارم و نقش این ویتامین ها (که به آن اشاره شد ) شاید بتوان گفت که این کار در کاهش شدت ابتلا و میزان تلفات به طرز محسوسی موثر بوده است . در نهایت به این نکته توجه می کنیم که برای کنترل مطلوب کوکسیدیوز باید جیره های غذایی بهینه شود .

دانلود مقاله

روش صحیح تهیه و نگهداری خوراک طیور

در پرورش طیور، تغذیه درست و تهیه خوراک مناسب، مهمترین نکته است. زیرا تغذیه خوب، سلامت طیور و بالاترین تولید گوشت و تخم مرغ را به همراه دارد. برای رسیدن به بالاترین تولید باید جیره غذایی طیور براساس نیازهای غذایی حیوان باشد. این جیره غذایی براساس سن، جنس، نوع تولید و … تهیه می شود.

آزمایش های انجام شده نشان می دهد که طیور، دست کم به چهل ماده غذایی ضروری نیاز دارند. این ماده های غذایی باید به اندازه کافی و به نسبتی مناسب با یکدیگر در جیره غذایی طیور وجود داشته باشند. به طوری که بیشترین سرعت رشد، مناسب ترین تعداد تخمگذاری و تولید مثل را در طیور به وجود آورند. یک جیره غذایی خوب، بالاترین بازدهی استفاده از غذا را به دنبال دارد.


اکنون به برخی از این ماده های غذایی ضروری تغذیه ای اشاره می کنیم:
مواد غذایی ضروری

الف) مواد انرژی زا ماده هایی هستند که انرژی لازم را برای سوخت و ساز بدن فراهم می کنند. این ماده ها، اصلی ترین قسمت جیره غذایی را تشکیل می دهند. از سوختن کربوهیدرات هایی مانند نشاسته و چربی ها، انرژی لازم برای سوخت و ساز بدن فراهم می شوند.

ب) پروتئین این ماده، گران ترین و مهم ترین بخش جیره غذایی طیور است، جیره غذایی طیور باید پروتئین کافی و برابر با نیاز حیوان وجود داشته باشد. لازم است که اسید آمینه های ضروری در جیره غذایی در نظر گرفته شوند.

ج ) اسیدهای چرب ضروری این مواد برای سلامتی و رشد طیور اهمیت زیادی دارند. مرغداران و روستاییان عزیز توجه کنند که این مواد باید در جیره غذایی طیور وجود داشته باشد.

د) ویتامین ها ویتامین های محلول در چربی مانند ویتامین آ، د، ای و کا. ویتامین های محلول در آب مانند ویتامین ، ب۱، ب۲، ب۶ و ب ۱۲ باید در جیره غذایی طیور در نظر گرفته شوند.

ه) مواد معدنی مواد معدنی مانند کلسیم، فسفر، سدیم، پتاسیم، منیزیم و گوگرد در جیره غذایی طیور، مهم هستند. به علاوه، موادی مانند آهن، مس، کبالت و روی نیز باید در جیره غذایی در نظر گرفته شوند خوراک هایی که دارای این ماده های غذایی ضروری هستند، به پنج دسته تقسیم می شوند:


خوراک های انرژی زا این دسته شامل غلات دانه ای مانند ذرت، جو، گندم، یولاف، چاودار و سورگوم هستند. و مکمل های پروتئینی، که ممکن است حیوانی یا گیاهی باشد.

1) مکمل های پروتئینی گیاهی: کنجاله سویا، کنجاله برزک، کنجاله تخم پنبه، کنجاله بادام زمینی، کنجاله ذرت، کنجاله سورگوم و کنجاله کنجد از این مکمل ها هستند.

2) مکمل های پروتئینی حیوانی: شامل بافت های حیوانی مانند پودر گوشت، پودرخون و پودر گوشت و استخوان می شود. همچنین فرآورده های ماهی، مانند پودر ماهی و فرآورده های شیر مانند شیر پس چرخ خشک، شیر کامل خشک، دوغ خشک و آب پنیر از این مکمل ها هستند. مکمل های مواد معدنی این مکمل ها، شامل پودر استخوان بخار داده شده، کربنات کلسیم و دی کلسیم فسفات هستند. مکمل های ویتامینی مکمل های ویتامینی به شکل دارویی در بازار موجود هستند. مواد افزودنی آنتی بیوتیک ها و داروها، جزو مواد افزودنی به حساب می آیند. بنابراین مواد خوراکی که برای طیور استفاده می شوند یا منشا گیاهی دارند و یا با منشا حیوانی هستند. تهیه و نگهداری درست این مواد خوراکی، کار بسیار مهمی است. چون بر تولیدات، اثر زیادی می گذارند

دانلود مقاله

بلدرچین

پرورش بلدرچین بدلیل کوچک بودن جثه پرنده و امکان پرورش چند صد قطعه آن در یک فضای کوچک و سرمایه‌گذاری اندک جهت تامین وسایل و تجهیزات پرورش از جایگاه بالقوه‌ای برخوردار می‌باشد.

نظر به اینکه مدت پرورش بلدرچین تا زمان کشتار 6 هفته بطول می‌انجامد لذا مقدار مصرف دان در این مدت نیز به تناسب کم خواهد بود. به همین جهت بحران های اقتصادی در پرورش بلدرچین تاثیر چندانی نخواهند داشت.

علاوه بر این پرورش تجاری بلدرچین در شرایط روستایی از جایگاه ممتازی برخوردار می‌باشد. ولی به دلیل آزاد پرواز بودن این پرندگان نگهداری آنها در اماکن سربسته مناسب و بهتر می‌باشد.

گوشت بلدرچین بعلت پائین بودن چربی و کلسترول آن در مقایسه با سایرمنابع پروتئین حیوانی از ویژگی و جایگاه خوبی برخوردار می‌باشد.


محصولات:

بلدرچین سالانه در حدود 300- 250 عدد تخم می‌گذارد. وزن هر یک از تخمهای بلدرچین مابین 9 الی 12 گرم می‌باشد. شکل تخم کروی رنگ پوسته آن از قهوه‌ای سیر تا آبی و سفید متغیر بوده و دارای رنگدانه‌های سیاه و آبی است. تخم بلدرچین در مقایسه با تخم‌مرغ از نظر آهن و فسفر غنی و دارای طعم شبیه تخم‌مرغ می‌باشد و بصورت آب پز، سرخ کرده سرو می‌شود. سن کشتار 6 - 5 هفتگی، وزن زنده 150 - 120 گرم و وزن لاشه 115- 105 گرم می‌باشد که در صورت اصلاح نژاد، تولید گوشت این حیوان می‌تواند افزایش یابد. گوشت بلدرچین نرم، تیره و لذیذ بوده و همانند گوشت مرغ بدلخواه شخص در پخت غذاهای مختلف استفاده می‌شود. قبل از بسته بندی، عضلات سینه استخوان گیری می‌شود. ولی ران همانطور با استخوان بسته بندی و در مراکز عرضه به فروش می‌رسد . گوشت بلدرچین سرشار از ویتامین های B1-B2-B6 ، مواد معدنی، اسیدهای چرب و اسیدپانتوتنیک می‌باشد.


پرورش بلدرچین:

افرادی که علاقمند به پرورش بلدرچین جهت تولید گوشت باشند باید جوجه‌‌های آن را خودشان تولید و تکثیر نمایند. زیرا محلی در ارتباط با تولید انبوه جوجه بلدرچین و یا کارخانه جوجه‌کشی ویژه بلدرچین فعلا وجود ندارد. جهت ایجاد تاسیسات مربوط به پرورش بلدرچین نیز محلی را که دارای آب، برق و راه مناسب است انتخاب کنند. همچنین دارای امکانات لازم نسبت به حمل محصولات تولیدی به بازار باشند و از طرفی به دلیل ایجاد بوی نامطبوع در محلی خارج و دور از محل سکونت پرورش داده شود. به همین دلیل نیاز به ایجاد سالن‌های جداگانه جهت پرورش مولدین و جوجه‌ها می‌باشد.

سمت و سوی سالن‌ها از نظر آفتابگیر بودن مهم و با اهمیت می‌باشد مثلا در مناطق گرمسیر قسمت طولی سالن‌ها باید در جهت شرق و غرب ساخته شود. اگر سایبان ساختمان هم مقداری طولانی در نظر گرفته شود از افزایش دمای داخل سالن در فصل تابستان کاسته خواهد شد زیرا در این فصل خورشید مدار عمودی را طی می‌کند. اما در مناطق سردسیر طول سالن در جهت شمال و جنوب ساخته می‌شود با این کار سالن‌ها در فصل زمستان آفتاب گیر خواهند بود.

مکانهای بادگیر، ارتفاعات و کنار دریا محلی مناسب برای پرورش بلدرچین محسوب نمی گردد. داخل سالن پرورش بر اساس برنامه و نحوه پرورش (داخل قفس و یا کف سالن )، ظرفیت جوجه‌ریزی در نظر گرفته شده و سرمایه موجود پرورش دهنده و. .. آماده سازی می‌گردد.

اگر پرورش در کف سالن مد نظر باشد از بستر استفاده می‌شود در این سیستم ارتفاع بستر در فصل تابستان 5 -3 سانتیمتر و در فصل زمستان 8 - ۵ سانتیمتر در نظر گرفته می‌شود و با کاه، تراشه نجاری، پوسته برنج و یا خاک اره می‌پوشانند.

درجه حرارت مطلوب در پرورش بلدرچین بالغ مابین 27 - 21 درجه سانتی گراد می‌باشد. سیستم نگهداری در قفس نیز متداول می‌باشد که کف قفس را می‌توان در اندازهای مختلف ( 25* 15، 20 * 15، 15 * 15 ) انتخاب کرد اما ارتفاع باید بین 17 - 15 سانتی متر باشد. در قفس‌هایی با ابعاد ذکر شده می‌توان 4 - 2 بلدرچین نگهداری کرد. در ابعاد کوچک یک نر و یک ماده، اما در ابعاد بزرگ بازاء 3 -2 بلدرچین ماده یک بلدرچین نر مناسب می‌باشد.

در قفس های سیستم آپارتمانی، جهت جمع آوری فضولات، قسمت تحتانی هر قفس با کف فلزی پوشانده می‌شود، فضولات جمع شده یا بصورت اتوماتیک و یا بصورت دستی تخلیه و پاک‌سازی می‌شود. در قفس‌های کالیفرنیایی، مدفوع مستقیما به کف سالن ریخته و در آنجا جمع می‌شود فضولات تولید شده به صورت مستمرتخلیه می‌شود. شبکه‌های کف قفس در هر نوع آن باید به ابعاد 5/1* 1 سانتی متر و شبکه سقف و دیواره‌ها 4 *5/2 و یا 5 * 2 سانتی متر بهتر است باشد. جهت سرازیر شدن تخم‌ها، کف باید با زاویه 15 درجه ساخته شود و به منظور جلوگیری از شکستن تخم‌ها در اثر برخورد با جدار شبکه فلزی، سرتاسر شبکه محل تجمع تخم‌ها با ابر پوشانده شود. این عمل در جلوگیری از شکسته شدن تخم‌ها بسیار مفید می‌باشد. پرورش بلدرچین بصورت گروههای بزرگ نیز در داخل قفس امکان پذیر می‌باشد، اما تراکم آنها نباید از 50 قطعه بیشتر باشد.

در این روش ابعاد مختلف قفس بر اساس تعداد بلدرچین بشرح ذیل میباشد:

بازاء هر 25 قطعه بلدرچین = 30*60*60

بازاء هر 50 قطعه بلدرچین = 30*120*60

بمنظور کنترل و جلوگیری از امکان جست و خیز و پرواز و ایجاد زخم ارتفاع قفس‌ها نباید بیشتر از cm۳۰ باشد.


تولیدمثل بلدرچین :

جهت اینکار غالبا از دستگاههای جوجه‌کشی استفاده می‌شود، البته بلدرچین در کوتاه‌ مدت به بلوغ جنسی می‌رسد. جنس ماده در 42 روزگی شروع به تخم گذاری و در بلدرچین نر از36 روزگی تولید اسپرم می‌کند و اگر بازاء 3 – 2 ماده باید یک نر در نظر گرفته شود شانس نطفه‌دار بودن تخم‌ها افزایش می‌یابد. جهت تکثیر و تولید مثل از بلدرچین مادر و تخم های بدست آمده از آن نیز می‌توان بهره جست.

بلدرچین های مادر در روزهای 56- 60 به اوج تخمگذاری خود می‌رسد و در صورت افزایش مدت زمان روشنایی از فروردین لغایت شهریور 100- 50 تخم می‌گذارند پس از این مدت وارد تولک 5/1 ماهه می‌شوند. در پرورش مدرن و در شرایط صنعتی در طول سال از یک قطعه بلدرچین 300 – 250 تخم برداشت می‌شود.

شرایط ایده‌ال نوردهی و ایجاد روشنایی در سا لن 18 – 14 ساعت در روز می‌باشد. در انتخاب تخم‌ها جهت استفاده در جوجه‌کشی باید به نکاتی همچون پاکیزگی، سالم بودن و وزن تخمها توجه نمود. اگر مجبور به ذخیره تخم‌های بدست آمده از مادران مولد باشیم باید در شرایط مناسب یعنی در دمای 18 – 16 درجه سانتی گراد و رطوبت 80 % نگهداری کرد . اگر تعداد تخم تولید شده کمتر از ظرفیت ماشین جوجه‌ کشی باشد می‌توانیم تخم های بدست آمده را تا 15 – 10 روز در شرایط محیطی فوق الذکر ذخیره و نگهداری نمائیم.

تخم‌ها در روی راک به طور افقی یا بشکلی که نوک تیز آن در قسمت پائین قرارگیرد گذاشته می‌شود، درصورتی که تخم بلدرچین بیشتر از یک هفته جهت جوجه‌کشی ذخیره و نگهداری شود باید هر روز با جابجا نمودن، وضعیت آنها را تغییر داد.

در تولید جوجه بلدرچین توسط ماشین جوجه‌کشی رعایت 4 شرط دما، رطوبت و تهویه مناسب و جابجا کردن الزامی است.

دمای ماشین جوجه ‌کشی بایستی 5/37 درجه سانتی گراد باشد اما دو روز آخر درجه حرارت ماشین جوجه‌کشی کاهش داده می‌شود.

در 14 روز اول تخم‌های داخل ستری بلافاصله هر 4 – 2 ساعت یکبار و یا حداقل روزی 5 بار جابجا می‌شوند. اگر این کار توسط دستگاه و به صورت اتوماتیک باشد بازاء هر یک ساعت یکبار انجام خواهد گرفت و در دو روز آخر تخم‌ها به هچری انتقال داده می‌شوند.

تخمهای بلدرچین بعد از 18 – 17 روز هچ می‌شوند. تعداد جوجه‌های هچ شده بازاء هر یکصد تخم راندمان هچ را مشخص می‌کند. تعداد تخم‌های بارور بازاء هر یکصد تخم نیز میزان باروری را تعیین می‌کند. بهترین موقع تعیین درصد ( باروری و راندمان هچ )در زمان انتقال تخم‌ها از ستری به هچری می‌باشد.


تعیین ظرفیت دستگاه جوجه‌کشی و محاسبه اندازه گله مادر:

اگر فرض بر اساس ارزیابی‌های بعمل آمده نیاز بازار به 1000 قطعه بلدرچین در هفته برآورد و مشخص شود، باید 10% افزون بر نیاز بازار بلدرچین تولید و عرضه نمود. زیرا تلفات 10 – 5% جوجه‌ها را در طول پرورش نباید فراموش نمود به همین منظور جهت تامین 1000 قطعه جوجه بلدرچین در هفته باید با در نظر گرفتن 90% میزان باروری تخم 80 % میزان هچ به تعداد متوسط 1550 عدد تخم نیاز می‌باشد.

با این حساب بایستی روزانه 225 عدد تخم از گله مادر تولید و پس از یک هفته ذخیره کردن به دستگاه جوجه‌کشی منتقل می‌نمائیم. اگر میزان بارور بودن 1550 عدد تخم های جمع آوری شده در طول هفته که در داخل ماشین جوجه‌کشی گذاشته شده‌اند را 90 % تخمین بزنیم. در روز پانزده تعداد 1400 – 1376 عدد تخم بارور از ستری به قسمت هچری منتقل خواهد شد. بهمین منظور ظرفیت هچری باید به اندازه 1400 عدد تخم در نظر گرفته شود از طرف دیگر چون هفته ای یکبار تخم‌ها جمع‌آوری و داخل دستگاه گذاشته می‌شود ظرفیت ستری را باید دو برابر آن در نظر گرفت. همچنین جهت تکمیل ظرفیت دستگاه در هفته یعنی جمع آوری و ذخیره 250 عدد تخم در روز به پرورش360 – 350 قطعه بلدرچین مادر نیاز می‌باشد. اگر در هر قفس یک نر و یک ماده پرورش دهیم باندازه تعداد ماده

ارقام ذکر شده در فوق بر اساس 90% باروری و 80% توان هچ و 70% تولید تخم محاسبه گردید. شایان ذکر اینکه کسب ارقام ذکر شده در تولید بسیار مشکل و در حین حال مطلوب می‌باشد.


نگهداری و پرورش جوجه‌ها :

جوجه‌ها یا در دستگاه های چند طبقه مادر مصنوعی و یا در کف سالن پرورش داده می‌شوند. دمای محل باید در اوایل پرورش 36 – 35 درجه سانتی گراد باشد. سپس حرارت سالن بازاء هر هفته 3 درجه سانتی گراد کاهش می‌یابد اما به هیچ وجه نباید دمای سالن به کمتر از 22 دجه سانتی‌گراد کاهش یابد. پرورش در قفس های بزرگ کف شبکه‌ای نیز امکان پذیر است. جهت جلوگیری از نوک زدن یا کانی بالیسم انجام نوک چینی و کاهش شدت نور سالن و یا آویزان نمودن دسته‌های یونجه خشک مفید می‌باشد 20 عدد بلدرچین سه هفتگی را می‌توان در فضای به وسعت 30*30 سانتی متر جا داد. پس از گذشت 5 هفته بلدرچین‌ها به قفس‌های مخصوص تخم گذاری منتقل می‌گردد. اگر پرورش درکف سالن در نظر گرفته شود باید قوطی های ویژه بلدرچین تهیه شود. داخل قوطی های تخمگذاری بایستی کاه یا علف گذاشته شود.

تامین روشنایی داخل سالن در هفت روز اول 5 – 2 لامپ بصورت 24 ساعت و 40 – 8 روز بعدی طول طبیعی روز و یا 8 ساعت با 2 لامپ، بعد از 41 روز 16 ساعت با 2 لامپ مناسب می‌باشد. رنگ پرهای قسمت بالایی سینه و گردن در بلدرچین نر بالغ قهوه ای مایل به قرمز و در ماده‌ها رنگ خاکستری با خالهای سیاه تزئین شده است.


تغذیه بلدرچین:

جوجه بلدرچین سریع رشد می‌کند به همین منظور در جیره مراحل اولیه پرورشی باید 28 – 25% پروتئین داشته باشد، سه هفته اول از جیره شروع یا پیش دانه استفاده می‌شود در این دوره نیاز 3000- 2600 کیلو کالری انرژی می‌باشد معمولا در 3 هفته اول پرورش از جیره غذایی پر انرژی با میزان پروتئین بالای جوجه بوقلمون استفاده می‌کنند.


اهم بیماریهای بلدرچین :

زخم روده : بیماری ویژه بلدرچین می‌باشد، التهاب و زخم در روده ایجاد می‌شود، بلدرچین به این بیماری بسیار حساس می‌باشد میزان ابتلاء در جوجه بلدرچین 100- 15% می‌باشد. در گله‌های مادر کمتر دیده می‌شود. عامل بیماری یک نوع باکتری بی‌هوازی می‌باشد. سرایت بیماری از طریق مدفوع صورت می‌گیرد. مبتلایان روز بروز ضعیف و لاغر می‌شوند اسهال از علایم بارز و عمومی می‌باشد، مدفوع آبکی و برنگ سفید و پرهای ژولیده، بیحالی و خواب آلودگی از دیگر علایم بیماری محسوب می‌گردد.

سالمونلا پولوروم: تلفات بیشتر در هفته دوم و سوم پرورش مشاهده می‌شود. در سنین بالا علایم بالینی حاد محسوس نیست اما تولید تخم، میزان باروری و هچ کاهش می‌بابد. انتقال بیماری از طریق تخم صورت می‌گیرد.

از دیگر بیماریهای باکتریایی بلدرچین می‌توان وبای مرغان ( پاستورلوزیس ) بوتولیسم، عفونت کیسه زرده را نام برد.

در راس بیماریهای ویروسی کریزا، آنتریت ویروسی، بیماری طحال مرمری و آبله قرار دارد.

کوکسیدیوز از جمله بیماریهای تک‌یاخته در بلدرچین می‌باشد، این بیماری در بلدرچین‌هایی که در کف سالن پرورش داده می‌شوند بیشتر دیده می‌شوند.

در بیماری کوکسیدوز علایمی نظیر بی اشتهایی، کز کردن و ژولیدگی پر و اسهال خونی قابل رویت است. در بیماری هیستومونیازیس نیز علایم بی اشتهایی و خردلی بودن رنگ مدفوع دیده می‌شود.


پیشگیری و کنترل :

بلدرچین در مقابل بیماری‌ها در مقایسه با سایر پرندگان زیاد حساس نمی باشد. ولی احتیاطات لازم از نظر کنترل و پیشگیری را بایستی مدنظر داشت. لذا رعایت موارد ذیل در پرورش بلدرچین مفید می‌باشد:

  • مکان پرورش بایستی دور از حضور سایر پرندگان باشد.
  • تلفات بلافاصله جمع آوری و با رعایت اصول بهداشت و قرنطینه دفن و یا سوزانده شود.
  • کف سالن را باید همیشه خشک نگه داشت.
  • آبخوری‌ها هر روز شستشو شوند.
  • بلدرچین‌های بیمار باید از سالم جدا شوند.
  • تردد و ورود و خروج به داخل سالن پرورش با رعایت شرایط بهداشتی و تحت کنترل باشد.
  • از بستر سالم و بدون کپک و هر گونه آلودگی استفاده شود.
  • کلیه وسایل و ملزومات مورد استفاده در سالن های پرورش قبل از استفاده شستشو و ضدعفونی
دانلود مقاله

بی شاخ کردن

بی حسی موضعی را مورد توجه قرار دهید .

- در زمان بی شاخ کردن از هر گونه استرس دیگر اجتناب کنید .

بسیاری از پرورش دهندگان گوساله های شیری گوساله ها را بین هفته های ۶ تا ۱۰ بی شاخ می کنند در مقابل ، هستند افراد محدودی که این کار را در سنین ۳ تا ۴ هفتگی انجام می دهند .

- هفته سوم سنی است که گوساله سن آسیب پذیری را پشت سر گذاشته است .در این سن گوساله در حال انتقال از مرحله ایمنی غیر فعال که از طریق کلستروم دریافت کرده به مرحله کسب ایمنی از طریق آنتی بادهای حفاظتی خود است .

- هفته ۴ برای حداقل صدمه به بافت جهت جلوگیری از رشد شاخ مناسب است . در این سن مقدار بافتی که در زمان بی شاخ کردن برداشته می شود به جوانه شاخ محدود می میگردد .

- یک وسیله کوچک شاخ کش برای تمام این کارها کافی است .

- میتوان ازخمیر سوزآور( خمیر شاخ سوز ) استفاده کرد ، در این سن ، محدوده کوچکی از بافت برای از بین بردن موثر منطقه رشد کافی است .

- هویه یا داغ کن در این سن تنها در منطقه محدودی از بافت داغ شده می تواند عمل کند و موثر باشد .


بی شاخ کردن هرچه زودتر انجام شود ،‌چه در زمان از بین بردن شاخ و چه بعد از آن استرس کمتری در گوساله ایجاد می کند .

بهترین نوع مهار ، مهاری است که از کوچکترین آسیب به گوساله یا حفاظ جلوگیری کند.افسار یکی از انواع خوب مهار است که سودمندی آن بخاطر زمان صرف شده برای بستن گوساله محدود می شود . گرچه ، در موارد محدودی گوساله با دو افسار هم بسته می شود . با استفاده از وسایل مهار پوزه، با جلوگیری از برگشت به اطراف ،‌ وقتی که بصورت محکم به یک قسمت ثابت بسته شده باشد در انجکارهای کوتاه کردن شاخ عالی خواهد بود .

در صورت امکان ، با استفاده از هر دو وسیله سربند و افسار ، گوساله را در یک محل نگه دارید

هرچه استرس کمتر بهتر متاسفانه ، گاهی اوقات ، بی شاخ کردن زمانی اتفاق می افتد که گوساله به اندازه کافی راحت نیست. برای مثال ، وقتی حیوانات از جایگاههای انفرادی به جایگاههای دسته جمعی فرستاده می شوند .

افزودن یک استرس بیشتر به چیزی که گوساله ها الان در آن قرار دارند یک مدیریت خوب نیست مدیریتی خوب است که در آن قبل و برای ۱ هفته بعد از بی شاخ کردن از هر گونه تغییری در وضعیت همیشگی گوساله اجتناب شود . اگر بیشتر راجع به اثرات استرس روی کارآئی ایمنی گوساله ها بدانیم ، به اهمیت تاخیر در اتفاقات استرس زا پی می بریم . حتی ۷ تا ۱۰ روز بعد از یک مورد استرس ( بی شاخ کردن ، تغییر در خوراک ، تغییر در جایگاه ، حمل و نقل و واکسیناسیون ) می توان کاهش سطوح دفاع ایمنی گوساله را مشاهده کرد . بنابراین گوساله بویژه در مورد بیماریهای تنفسی در این دوره بسیار آسیب پذیر است.

دانلود مقاله

سازه های موثر بر بروز رفتارهای فحلی در گاو

بی حرکت ایستادن و اجازه سواری دادن به گاو نر و یا یک گاو دیگر، اصلی ترین و مطمئن ترین نشانه فحلی، و بهترین شاخص است که نشان می دهد ماده گاو یا تلیسه، در گامه پیش از تخمک ریزی قرار دارد و آماده پذیرش جنسی است. شدت و طول دوره بروز رفتارهای فحلی در خلال چرخه فحلی، بین گاوهای مختلف، بسیار متغییر است. تعداد جفتگیری موفقیت آمیز با گاو نر، می تواند تا ۲۰ بار نیز برسد. “برهم کنش اجتماعی”، سازه های مدیریتی، نوع ساختمانهای نگهداری و امکانات آن، محیط فیزیکی، تغذیه، سن، وضعیت فیزیولوژیکی، سازه های ژنتیکی، و بود یا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهای فحلی تاثیر می گذارند. هدف این مقاله ، بررسی جنبه های مهمتر این سازه ها، بر رفتار فحلی در گاو است.


بر هم کنش های اجتماعی (Social interactions)

بر هم کنش های اجتماعی، از جمله “چیرگی اجتماعی”(Social dominance) (چیره بودن بر دیگر افراد گله) بر بروز رفتارهای فحلی، تاثیر می گذارند. در تلیس هایی که به شکل گروهی نگهداری می شوند، برخی از تلیسه های فحل، سواری می گیرند. گاو های درشت جثه چیره، ممکن است از سواری گرفتن گاوهای زیردست (Subordinate)با جثه کوچک، جلوگیری کنند، هر چند که در برخی پژوهش ها، رابطه ای بین درجه اجتماعی (Social Rank) و بسامد سواری از نظر تعداد سواری داده شده و تعداد سواری گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش های اجتماعی، بر زمان بندی بروز رفتار فحلی در گله و احتمالا بر ساز و کارهای فیزیولوژیک موثر بر فحلی، تاثیر می گذارند. در شرایطی که فحلی در گاوهای گله همزمان شده بود، درجه اجتماعی گاوهای چیره، اثر بسیار شدیدی بر طول دوره فحلی و نیز تعداد گاوهایی داشت که در هر زمان معین، فحل بودند. زمانی که اقدام به همزمان سازی فحلی در گله می شود، ماده گاوها، تمایل به تشکیل گروه هایی دارند که انها را “گروه فعال جنسی”(Sexuall Active Group) می نامند. جابجایی گاو ها در این گروه ها، اغلب بسیار زیاد است و اعضای گروه، پیوسته، تغییر می کنند. عملکرد جنسی گاوهای نری که پیش از جفتگیری با ماده گاو ، سواری گرفتن و یا سواری دادن دیگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزایش می یابد. با همزمان کردن فحلی، تعداد گاوهایی که در تشکیل ” گروه جنسی فعال ” شرکت می کنند، افزایش می یابد. همزمان شدن فحلی ماده گاوها، به طور طبیعی نیز اتفاق می افتد و بین گاوهای جوان تر، شایع تر است. پدیده همزمان شدن فحلی در طبیعت نیز نشان می دهد، گاوهای فحل به گونه ای بر فحلی دیگر گاوهای فحل در گله، اثر می گذارند. متراکم شدن بروز فحلی، بین گاوهای اصطبل های جاور نیز رخ میدهد، به ویژه اگر امکان تماس حسی وجود داشته باشد. در گروه های جنسی فعال، ماده گاوها، گاوهای ماده ویژه ای را به عنوان شریک جنسی،(Sexual partner) بر می گزینند و این تمایل، در گاوهای مسن تر بیشتر دیده می شود. ماده گاوها ، جذابیت جنسی کمتری برای دیگر گاوهای گروه دارند اما بندرت به سوی آنها می روند و یا در زمان فحلی تمایل به سواری گرفتن دارند. برخی گاوها، درست بر عکس این رفتار را نشان می دهند.


سازه های مدیریتی

تشخیص فحلی، یکی از مهمترین نگرانی های گاوداری هایی است که علاقه مند به بکارگیری تلقیح مصنوعی هستند. دقت و کارایی مشاهدات مستقیم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندی دوره های مشاهده، بستگی دارد. برای افزایش کارآیی تشخیص فحلی، می توان از روش همزمان سازی فحلی، بهره گرفت. بسامد بروز فحلی و طول دوره فحلی، کاملا متغییر بوده است و از این نظر، بین گاوهایی که فحلی طبیعی داشتند و آنهایی که با پروستاگلاندین همزمان شده بودند، تفاوتی دیده نشده است. در گاوهای کوهان دار در مکزیک، طول میانگین دوره فحلی در حالت طبیعی و در گاوهای همزمان شده با پروستاگلاندین به ترتیب، ۳/۱۵ و ۳/۱۳ ساعت و در تلیسه ها ۷/۲۱ و ۸/۱۹ ساعت بود. کارایی تشخیص فحلی در روش PRID و ایمپلاتست پروژسترون تقریبا برابر با ۷۰ درصد ولی برای روش پروستاگلاندین، ۴۴ درصد بود. مطالعه گاوهای اروپایی نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزایش بسامد و برهم کنش های جنسی بین ماده گاوها می شود. گاوهایی که در اصطبل نگهداری می شوند نسبت به آنهایی که در مراتع هستند، در هر دوره فحلی، سواری بیشتری می دهند. در مرتع ، زمان بیشتری صرف چرا می شود و از این رو، زمان کمتری برای بروز برهمکنش های رفتاری وجود دارد. نوع مواد بستر نیز می تواند بر بسامد رفتاری فحلی اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثیر نامطلوبی بر بروز فحلی دارند. سواری گرفتن گاوهای فحل روی سطوح چوبی بیشتر از سطوحی است که با کاه پوشیده شده اند (به ویژه، برای گاوهای مسن تر) و برای سطوح سیمانی بیشتر از خاکی است.برخی پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتونی، به میزان زیادی بسامد سواری دادن و طول دوره فحلی را نسبت به سطوح خاکی، کاهش می دهند.

زمانی که مشکلات سم در گله شایع تر باشد، تفاوت بین سطوح بتونی و خاکی از نظر بسامد سواری، به مراتب بیشتر است. سروصدای بلند از دیگر سازه هایی است که فعالیت سواری دادن را کاهش می ده، به ویژه اگر صدا نا منظم و غیر عادی باشد. سقف های کوتاه ساختمان، عمق زیاد گل ولای، در انتظار زمان شیردوشی و تغذیه (شرطی است) بودن نیز بسامد سواری دادن را کاهش می دهند.


سازه های محیطی

سازه های محیطی، بر فعالیت های جنسی و بازدهی تولید مثل گاو، تاثیر می گذارند. حتی “فاز ماه”(Lunar phase) می تواند بر فعالیت فحلی تاثیر داشته باشد. در اواخر پاییز و اوایل زمستان رفتار فحلی، در مقایسه با تابستان، کمتر، و چرخه های فحلی نا منظم و تعداد روزهای باز در ماه های زمستان بیشتر گزارش شده است.

تداوم دمای محیطی بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلی و کاهش شدت فحلی در گاوهای شیری می شود. انتقال گاوهای اروپایی به نواحی نیمه گرمسیری و گرمسیری موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی شد که ناشی از تاثیر تغییرات تغذیه ای، آب و هوا، و انگل ها بر تولید مثل است. در حالی که نزادهای کوهان دار، در ماههای گرم سال، رفتارهای فحلی بیشتری را نشان می دهند، در گاوهای اروپایی، هوای سرد (اگر زیاد شدید نباشد) تاثیر مهاری کمتری بر بروز فحلی دارد تا هوای گرم. در ماههای تابستان، طول دوره فحلی ماده گاوهای هولشتاین (لا ضریب چاقی لاغری۶/۲)، در محیط کاملا خنک (۱۶ ساعت) بیشتر از محیط نسبتا خنک (۵/۱۱ ساعت) بود. برخی گزارش ها حاکی از این هستند که فحلی، هنگام شفق و در ساعت های روشنایی، اغاز می شود در حالی که برخی گزارش ها می گویند که بیشترین فعالیت سواری، هنگام عصر و شب، رخ می دهد. این در حالی است که برخی پژوهشگران تفاوتی در بسامد فعالیت جنسی بین روز و شب مشاهده نکردند. بیشتر یافته ها درباره گاوهای کوهان دار، نشان می دهند که احتمال بروز رفتارهای فحلی، در ساعات های تاریکی و یا ساعت های آغازین صبح، بیشتر است. شدت رفتار فحلی، تحت تاثیر زمانی از شبانه روز است که فحلی آغاز می شود. فعالیت جنسی گاوهایی که فحلی آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهایی که در عصر آغاز شده بود، بیشتر بود_البته موارد دیگری هم این امر راتشدید میکند

• باد شدید

• باران شدید

• رطوبت زیاد

نیز موجب کاهش فعالیت های حرکتی وابسته به فحلی می شوند.


تغذیه

سازه های تغذیه ای می توانند موجب مهار چرخه تخمدانی شوند اما بطور کلی، تا زمانی که چرخه های تخمدانی، طبیعی باشند، تاثیری بر چگونگی بروز فحلی ندارند. افزایش و یا کاهش شدید مقدار خوراک گاوهای گوشتی، شروع فحلی پس از زایش را در مقایسه با گاوهایی که وضعیت بدنی متوسط تا خوبی داشتند، به تاخیر انداخت. کمبود شدید پروتئین موجب بروز ناهنجاریهای تولید مثلی و تغذیه با مقادیر زیاد پروتئین، موجب تاخیر در بلوغ و افزایش تعدا روزهای باز در گاوهای شیری می شود. کمبود ویتامین A، موجب تاخیر در بلوغ می شود. در بسیار موارد، تعادل انرژی تاثیر به سزایی بر از سرگیری چرخه های تخمدانی پس از زایش دارد، به گونه ای که تعادل منفی انرژی بروز فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد. تعادل منفی انرژی و یا چاقی زیاد تلیسه ها تاثیری بر طول دوره فحلی نداشت. تغذیه تلیسه ها با جیره هایی که ۸۰، ۱۰۰ و ۱۲۰ درصد نیازهای انرژی و پروتئین را تامین می کرد نیز تاثیری بر طول دوره فحلی و فعالیت های سواری آنها نداشت. کمبود مینرال ها نیز بر تولید متل تاثیر می گذارد. کمبود فسفر، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد اما تغذیه جیره هایی که ۷۳،۱۳۸،۲۴۶ درصد نیازهای فسفر تلیسه های شیری شیری را تامین می کرد. تاثیری بر طول دوره فحلی و بسامد سواری دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه های فحلی را منظم می کند و کمبود منگنز، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد و اگر شدید باشد موجب قطع کامل چرخه های تخودانی می شود. کمبود بتاکاروتن نیز موجب کاهش شدت رفتارهای فحلی شده است.


سن و وضعیت فیزیولوژیکی گاو

گفته می شود که طول دوره فحلی تلیسه کمتر از گاو است اما برخی پژوهش ها تفاوت آشکاری در میانگین طول دوره فحلی تلیسه ها (۵/۵± ۶/۱۴ ساعت) و گاوهای مسن تر را (۴/۴±۱/۱۵ ساعت) ندیدند. شدت رفتار فحلی با افزایش سن افزایش یافت (۵/۵ سواری بیش از نخستین ابستنی تلیسه ها، ۳/۶ سواری در تلیسه های زایش اول ، و ۹/۷ سواری در گاو های مسن تر) و گاوهای مسن تر، در آغاز دوره فحلی، نسبت به گاوهای جوان تر، فعالیت سواری بیشتری را نشان دادند. تعداد سواری گرفتن از تلیسه ها و گاوهای فحل، کاملا متغییر است;تعداد سواری در گاوهای شیرده، بین ۳-۱۴۰ و در تلیسه ها، بین ۳-۲۲۵ بار متغییر بود تمایل به تشکیل “گروههای جنسی فعال” با افزایش سن، کاهش می یابد و ترکیب گروه های جنسی فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقایسه با گاوهای مسن تر، تعداد گروه های فعال جنسی در تلیسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بیشتر بود.”گروه های فعال جنسی” که کمتر از ۶ عضو داشتند، ناپایدارتر بودند و گاوها تمایل بیشتری به شرکت در گروه هایی داشتند که پیشینه آشنایی با آنها را داشتند. با پیشرفت دوره فحلی ، تغییراتی نیز در فعالیت جنسی دیده می شود. سواری دادن یا گرفتن در چند ساعت آغازین دوره فحلی واقعی، بیشتر است و سپس به تدریج، کاهش می یابد. شیردهی و یا حضور گوساله، موجب تاخیر در آغاز چرخه فحلی می شود و رفتار فحلی را مهار می کند. در سه ماه اول پس از زایش، میانگین تعداد سواری های داده شده یا گرفته شده به ازای هر ماده گاو و در هر دوره فحلی، با هر نوبت فحلی پس از زایش افزایش یافت. در فعالیت های سواری دادن و یا گرفتن، در ۹۸ درصد موارد، حداقل یکی از گاوها، فحل بود و در ۷۱ درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهای اروپایی، نزدیک به ۶درصد گاوهای آبستن، در فعالیت های سواری شرکت می کنند. این رقم در گاوهای زیبو، کمتر از ۲ درصد است. فعالیت سواری گاوهای آبستن، اغلب به ۱۰۰ روز نخست آبستنی، محدود می شود که غلظت استروژن خون معمولا پایین است. گاوهای اروپایی، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمایل به سواری گرفتن دارند اما گاوهای براهمن در این مراحل، هم سواری می دهند و هم سواری می گیرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلی و یا مهار آن می شود. انتقال گاوهای زیبو به مراتع جدید و یا محصور کردن آنها در اصطبل، فعالیت فحلی آنها را کاهش می دهد. توفانهای موسمی گرمسیری نیز تاثیر همانندی دارند. تزریق ۳۲۰ واحد بین المللی ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخیر در بروز فحلی و کاهش طول دوره فحلی در تلیسه ها شد. اینفیوژن کورتیزول در مرحله پرواستروس به تلیسه ها برای ۹۰ ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلی شد بدون این که تاثیری بر غلظت پلاسمایی استرادیول داشته باشد. یکبار تزریق کورتیزول (تا ۲۰۰ میلی گرم) به تلیسه های تخودان برداری شده ای که استرادیول دریافت کرده بودند، تاثیری بر ویژگی های فحلی نداشت. یک تزریق ۴ میلی گرمی دگزامتازون به چنین تلیسه هایی، درصد تلیسه های فحل را کاهش داد اما تاثیری بر رفتار فحلی تلیسه هایی تداشت که فحلی نشان دادند. افزایش غلظت استرادیول موجب سرژ گونادوتروپین ها و بروز فحلی می شود اما رابطه مستقیمی بین غلظت استرادیول و یا پروژسترون با شدت رفتارهای فحلی دیده نشد. از سویی، کاهش غلظت پروژسترون و افزایش استرادیول موجب تحریک فعالیت جنسی در مراحل پایانی دوره فحلی شد. گاوهایی که دوره فحلی طولانی تری داشتند، نرخ آبستنی بالاتری نیز داشتند. شدت رفتارهای فحلی تاثیری بر نرخ آبستنی نداشت اما افزایشی برابر ۱۲ درصد در نرخ آبستنی نیز برای گاوهایی گزارش شده است که فعالیت جنسی آنها در فحلی پس از زایش، بیشتر بود.


اثر گاو نر

در ساعت های آغازین روز، گاوهای نر در گروه های “نا هم جنس”،از نظر جنسی فعال تر هستند. در این ساعت ها، طول دوره فحلی گاوهای ماده نیز بیشتر است. الگوی فعالیت جنسی گاوهای نر در برابر همان ماده گاوهای فحل، نیز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تی زر (Teaser) موجب بهبود فرایند تشخیص فحلی در گاوهایی می شود که فحلی طبیعی دارند، اما این اثر در گاوهایی که با روش های هورمونی همزمان شده اند، دیده نشده است. گاوهای تی زر، در بیشتر موارد تنها از برخی گاوهای فحل همزمان شده، سواری می گیرند و به برخی از آنها نیز توجه نمی کنند. حضور گاو نر زمان اولین تخمک ریزی و فحلی پس از زایش را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش برهم کنش بین ماده ها و نیز از هم گسیختگی “گروه های جنسی فعال” می شود. تفاوت های موجود در رفتارهای جنسی بین گاوهای نر، بر کاربرد آنها برای تشخیص فحلی، اثر می گذارد. در حالی که یک گاو نر پس از از ۵۰ ساعت نزدیک به ۳۰ درصد از ماده گاوهای فحلی را شناسایی کرده بود، گاو نر دیگری پس از ۶۰ ساعت، نخستین سواری خود را انجام داد. جفتگیری با گاو نر و یا تلقیح مصنوعی، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی می شود. تحریک سرویکس، موجب آزاد سازی اکسی توسین می شود که احتمال می رود ، سازه فیزیولوژیکی برای کاهش طول دوره فحلی باشد

دانلود مقاله

فحل خاموش ( Anoestrie )

به فحل خاموش در زبان علمی Anoestrie گفته میشود که بنا بدلایل، به دو زیرگروه ذیل تقسیم میگردد: Acycly :آسیکلی به ناتوانی تخمدانها و بی علائم بودن دوره فحل اطلاق میگردد. آسیکلی فیزیولوژیک و آسیکلی پاتولوژیک Anaphrodisy:درآنا فرودیزی فعالیت تخمدانها موجود است ولی دوره فحل یا کلاً بی علائم یا کم علائم است. آنافرودیزی را به دو زیرگروه ذیل تقسیم میکنند: • فحل خاموش حقیقی • فحل خاموش ظاهری آسیکلی فیزیولوژیک: آسیکلی حالت نرمالدامهای جوان قبل از رشد بلوغ آنها میباشد. همچنین آسیکلی حالت نرمال در بارداری تحت ترشح هورمون پروژسترون از جسم زرد فعال روی تخمدان دامها میباشد. هر دو مورد حالت فیزیولوژیک غیرفعال تخمدانها میباشد. در اولین هفته پس از زایمان نیز تخمدان غیرفعال فیزیولوژیک میباشد. در سنین بالا هم تخمدانها غیرفعال فیزیولوژیکی میباشند (یائسگی)، این حالت فیزیولوژیک در دامها اغلب دیده نمیشود زیرا دامها تا رسیدن به این سن از دیدگاه اقتصادی از دام جدا میشوند. آسیکلی پاتولوژیک: آتروفی (Atrophy) و دیستروفی (Dystrophy) دو دلیل عمده آسیکلی پاتولوژیکمیباشد. تحلیل بافت تخمدان تحت آتروفی دلایل متعدد دارد. آتروفی بیشتر در دامهای جوان و تلیسه بدلیل تغذیه نادرست (کیفیت نامناسب و تغذیه یکجانبه) و شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) دیده میشود حال آنکه دیستروفی درگاوهای با توانایی شیردهی بالا بدلیل جیره غذایی نادرست، شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) و دارای زایمانهای دشوار دیده میشود. یکیاز دلایل دیگر آسیکلی پاتولوژیک سیستهای تخمدان میباشد. دلایل اصلی پیدایش سیستهای تخمدان توانایی شیردهی بیش از حد دام، شرایط نامتعادل تغذیه (کمبود کالری و انرژی، کمبود کاروتین، کمبود سدیم همزمان با مقدار مازاد پتاسیم) و شرایط ناسازگار محیط به شمار میآید بخصوص وقتی از دام با بنیه (Constitution) ضعیف در شرایط ناسازگار محیطی بازدهی شیردهی بیشتری مطالبه میگردد. فحل خاموش حقیقی: دلیل اصلی آن عدم اجرای صحیح و نقص در نگهداری دام (مانند کمبود نور در اسطبل بخصوص دردامهای تلیسه، کمبود تحرک در دامداری های مطلقاً اسطبلی و بدون چراگاه، نگهداری بیش از حد دام در اسطبل و در نتیجه تنگی جا، گرما و رطوبت بیش از حد بخصوص در فصول گرمسال) و تغذیه دام از لحاظ کیفی و کمی میباشد. نتیجه آن استرس بیش از حد دامها است. ترشح آدرنالین هورمون استرس سبب اختلال در سیکل نرمال جنسی دام و در نهایت تاثیر آن برروی تخمدانها و نارسایی رشد تخمک در تخمدان و اختلال در تولید هومون جنسی استروژن میباشد. التهاب های مزمن نهفته و بیماریهای پارازیتی نیز تاثیر بسزایی در روند دوره فحل دارند. این دامها دارای فعالیت نرمال تخمدان در طی یک دوره جنسی میباشند ولی علائم آشکار فحل را ندارند. فحل خاموش ظاهری: این دامها نه تنها دارای فعالیتهای نرمال تخمدانی میباشند بلکه علائم برونی فحل را نیز دارند و مشکل اصلی از جانب دامدار میباشد. کنترل دوره فحل بی دقت، ناکافی و ناآگاهانه میباشد و زمان کنترل کوتاه است. کنترل سه بار روزانه و هر بار بمدت ۲۰ دقیقه برای اغلب دامداران مشکل و زمان گیر است. دلایل ساختمانی دامداری نیز بی تاثیرنمیباشد زمین نامسطح و ناهموار و سقف های کوتاه و کنترل مرتب سم دامها بسیار باارزش و مفید و سودمند میباشد. مبارزه با فحل خاموش : با یک برنامه کنترل دقیق دام و دامداری میتوان فحل خاموش را مبارزه کرد و از کاربرد بی دلیل داروهای هورمونی پرهیز نمود زیرا این داروها علت اثرات منفی جانبی متابولیکی میباشند. برنامه مبارزه با فحل خاموش در دامداری و گله • افزایش و تشدید کنترل فحل • وجود دفتر یادداشت کنترل فحل و نوشتن هر تغییرات مشاهده شده • اجرای مرتب معاینات کلینیکی باروری و بارداری • کنترل و تصحیح کیفی تغذیه دام :

۱. آنالیز تغذیه

۲. محاسبه جیره غذایی دقیق

۳. آزمایش ماهیانه یکبار خون جهت نظارت متابولیکی •

نگهداری صحیح دام تحت رعایت تغییرات محیطی هماهنگ و یکنواخت کــردن دوره فحل دامها جهت همزمان کــردن خدمات دامپزشکی وتلقیح مــصنوعی.

دانلود مقاله

بیماری کتوز در گاوهای شیری

کتوز(استونمی)در گاوهای شیرده پرتولید در خلال ۶ هفته اول بعد از زایمان روی میدهد که در سه هفته اول بسیار مهم است . این بیماری اغلب در دوره ی تغذیه زمستانی و نیز به هنگام حضور گاوها در جایگاههای بسته اتفاق می افتد . احتمال بروز این بیماری در گاوهای مسن بیشتر از تلیسه های تازه زا می باشد .

مبنای بروز این عارضه یکسری تغییرات در روند سوخت و ساز است که بطور عمده محور آنها کاهش در گلوکوز خون و افزایش تولید اجسام کتونی در خون است . ترکیبات کتونی فرآورده های واسطه متابولیکی ناشی از جابه جاشدن چربی های ذخیره ای بدن می باشد . عمده ترکیبات کتونی شامل بتاهیدروکسی بوتیرات (BHB) استواستات و استون است . عارضه فوق به دلیل جمع شدن اجسام کتونی در خون و ادرار گاو٬ کتوز نامیده میشود . افزایش اجسام کتونی در مایعات بدن به هنگام توازن منفی انرژی در طولانی مدت وضرورت تجزیه ی چربی ها در بدن به هنگام گرسنگی ٬تغذیه ناکافی و تولید بالای گاو ها صورت می گیرد . در حیوانات نشخوارکننده سلولهای پوششی شکمبه اجسام کتونی را با استفاده از اسیدهای چرب فرار شکمبه بخصوص بوتیرات تولید می کنند . مواد سیلویی که اسید بوتیریک زیاد دارند موجب ابتلای او به کتوز می شوند . علاوه بر تغییر در سو در سوخت و ساز اسیدهای چرب در کبد یکی از تغییرات اصلی در کتوز کاهش زیاد غلظت گلوکز در خون و مقدار گلیکوژن در کبد است . کاهش گلوکز خون مسوول افزایش اسیدهای چرب آزاد در کبد است . در صورت طبیعی بودن غلظت گلوکز خون ٬اسیدهای چرب آزاد در خون کم است همگام با کاهش غلظت گلوکز پلاسما میزان اسیدهای چرب آزاد پلاسما افزایش می یابد زیرا اسیدهای چرب از بافتهای ذخیره چربی آزاد میشوند . همزمان با کاهش گلوکز خون٬ حیوانات نشخوارکننده گلوکز خود را از طریق منابع غیر گلوکزی مانند اسید پروپیونیک ٬ اسیدلاکتیک گلیسرول و برخی اسیدهای آمینه به دست می آورند . هنگامی که گلوکز به منظور تولید انرژی و تشکیل لاکتوز به مصرف می رسد ممکن است اگزالواستات ترجیحاً برای تشکیل گلوکز به کار رود که این امر منجر می شود که مقدار اگزالواستات ناشی از گلوکونئوژنز که برای مصرف استیل کوآ در چرخه کربس لازم است کاهش یابد و ازاین رو استیل کوآ به مواد کتونی مانند استواستات ٬بتاهیدروکسی بوتیرات و مقدار اندکی استون تبدیل می شود .

مواد کتونی به وسیله بافتهای بدن به جز کبد ٬ به ویژه به وسیله ماهیچه ها اکسیده می شوند . اگر تولید مواد کتونی بیشتر از مصرف آنها به وسیله بافتهای محیطی باشد بیماری کتوز رخ خواهد داد . یکی دیگر از عوامل بروز کتوز چاقی زیاد است که سبب کاهش اشتها ٬ افزایش تجزیه چربی بدن ٬ افزایش تجمع چربی در کبد افزایش میزان تولید اجسام کتونی است . عدم دریافت مقادیر کافی انرژی بعد از زایمان موجب بروز کتوز میگردد . نشانه های کتوز شایع ترین نشانه کتوز کاهش وزن است .

کاهش وزن به دلیل مصرف چربی های بدن و از دست دادن آب به سرعت رخ می دهد گاو کتوزی اغلب افسرده بوده٬ تمایلی به حرکت نداشته و موهای آن زبر و خشن است . دمای بدن و ضربان قلب و تنفس اغلب عادی بوده نفس گوئی بوی استون می دهد برخی از گاوها ممکن است تلوتلو بخورند ٬ماهیچه ها به ویژه ماهیچه های میانی پهلو بلرزند ٬ گاو تعادل خود را از دست دهد و به ظاهر کور به نظر رسد . تشخیص کتوز میزان گلوکز و مواد کتونی خون بهترین پارامتر تشخیص بیماری کتوز است. مقدار گلوکز خون از میزان طبیعی ۲/۲ تا ۸/۲ میلی مول در لیتر به ۴/۱ میلی مول در لیتر و مجموع مواد کتونی خون از ۷۵/۱ میلی مول در لیتر به ۵ میلی مول در لیتر می رسد و در گاوهای به شدت کتوزی آنزیم آسپارت آمینوتر انسفراز افزایش می یابد که نشانه ای از آسیب دیدن جگر و بی اشتهایی است .

انواع کتوز اولیه در گاوهایی که در مراحل نخستین شیر دهی جیره های پرانرژی مصرف می کنند دیده می شوند پارامتر های موثر بر بروز این بیماری مصرف زیاد سپیلاژ با با اسید بوتریک زیاد ٬ کم تحرکی ٬چاقی زیاد به هنگام زایش و ناراحتی های گوارشی کتوز ثانویه در پی هر بیماری پیش می آید که موجب کاهش مصرف غذا در آغاز شیردهی شود .

بیماریهایی که بیشتر موجب کتوز می شوند عبارتند از :

- جابجایی شیردان٬

- التهاب رحم (متریت)

- ورم پستان

- کبد چرب


کبد چرب صدمه اصلی وارده از کتوز ثانویه کبد چرب است در هنگام زایش تجمع چربی ها در کبد با وسعت زیادی صورت میگیرد اما اثر خود را پس از زایمان نمایان می سازند این مساله عمل گلوکونئوژنز کبد را مختل کرده و خطر ابتلای گاو را به محض شروع شیردهی به شدت افزایش می دهد گاوهای متاثر ظرف هفته اول یا دوم زایمان کتوز را نشان می دهند غلظت مواد کتونی خون در کتوز ثانویه به اندازه کتوز اولیه بالا نیست . با این امکان بهبود در کتوزهای نوع ثانویه پس از درمان ضعیف تر است چون درمان تاثیرکمی در بهبود آسیبهای وارد آمده به کبد در اثر ورود چربی ها و کاهش ظرفیت گل.کونئوژنز گاو به دنبال دارد . یکی از روشهای درمان کتوز تزریق وریدی ۵۰۰ میلی لیترمحلول گلوکز ۵۰ درصد است تا گلوکز خون را افزایش دهد اما بدلیل تولید لاکتوز برای شیر و کاهش گلوکز اگر تزریق های پی در پی گلوکز انجام نشد بیماری دوباره بر میگردد .

برای پرهیز از تزریق های پی در پی می توان پروپیلین گلایکول را به گاو خورانید که مقدار آن ۱۲۵ تا ۲۵۰ گرم و ۲بار در روز است . و در همین مقدار آب حل میشود . روش دیگر تزریق بعضی از هورمون های گلوکوکورتیکوئیدی به تنهایی و یا همراه با تزریق وریدی گلوکز می باشد . گلوکوکورتیکوئیدها باعث تولید گلوکز از اسیدهای آمینه می شوند. تزریق یک دوز گلوکوکورتیکوئیدی ۵ تا ۵۰ میلی گرم دگزامتازون در درمان کتوز موثر است و نیز گزارشات ارایه شده حاکی از آن است که مصرف دوازده گرم نیاسین به مدت یک هفته غلظت کتون پلاسما را کاهش میدهد اما نشان داده شده که نیاسین بر روی کاهش غلظت NEFA پالاسما یا افزایش گلوکز خون نقشی ندارد .

لازم به ذکر است خوراندن شکر یا ملاس در درمان کتوز تاثیری ندارد زیرا میکرواورگانیسم های شکمبه آنها را به اسیدهای چرب فرار تجزیه می کنند . بهترین روش پیشگیری توجه به تغذیه و مدیریت درست برای تامین انرژی مورد نیاز گاو است . گاو به هنگام زایش نباید زیاد چاق یا لاغر باشد ٬ به گاوهایی که سابقه ابتلا به کتوز دارند به مدت ۶ تا ۸ هفته بعد از زایمان گلیکول پروپیلین یا پروپیونات سدیم خورانده شود . جیره آغاز شیر دهی باید بیشترین مقدار از مواد پیش ساز گلوکز و کمترین مقدار از مواد پیش ساز کتونها را داشته باشد ٬ میزان انرژی مصرفی گاو را باید تا اندازه ای افزایش دادکه موجب کاهش اشتها نشود ٬ گاوها با علوفه مرغوب تغذیه شوند و از مصرف مواد سیلویی نامرغوب و دارای اسید بوتیریک بالا جلوگیری شود ٬ ویتامین و مینرال در مقادیر بسنده برای گاوها فراهم شود .

دانلود مقاله

بیماری لنگش

لنگش پس از ورم پستان دومین بیماری پر هزینه گاوداریها است که به شدت عملکرد اقتصادی واحد را تحت تٲثیر قرار می دهد . هر مورد لنگش باعث کاهش حدود ۳۲۰ کیلو گرم شیر در هر دوره شیرواری می شود و می تواند در صد بالائی از حذفهای اجباری گله را به خود اختصاص دهد . کمبود مس در گاوها باعث ترک خوردگی سم شده ٬ آبسه ها و عفونت سم را به همراه دارد . ید نیز از طریق تاثیر در ساخت هورمون تیروئید می تواند بر سامانه ایمنی بدن دان تٲثیر گذاشته و مانع از ایجاد عفونت سم شود . سطح بالای سلنیوم در خوراک دام باعث بروز لنگش و تغییر شکل سم می گردد.

در شرایطی نیز که PH شکمبه کاهش پیدا کرده و اسیدی می شود ٬احتمال بروز لنگش افزایش می یابد. به طور کلی گاوهائی که دچار لنگش هستند ٬ علایم فحلی ضعیفی نشان می دهند ٬ البته می توان اثرات منفی حاصله را با سم چینی مناسب و درمان به موقع سم های عفونی به حداقل رساند در گله هائی که سم گاوها دچار مشکل می باشند ٬ پس از سم چینی مناسب علاوه بر بهبود شرایط تولید مثلی ٬ میزان مصرف خوراک گاوها بالا رفته و میزان تولید شیر گاوداری افزایش می یابد.

دانلود مقاله

نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری

سطح درآمد یک واحد گاوداری بستگی به میزان تولید و هزینه های آن دارد که از این میان خوراک مصرفی با حدود ۶۵-۶۰ درصد بیشترین نسبت هزینه هارا به خود اختصاص می دهد. بنابراین هر چقدر گاوهایی با ظرفیت های تولیدی بیشتری نگهداری شده و زمینه ی بروز توانایی های آنها نیز مساعد گردیده و هزینه های غذایی کاهش یابد ٬ حرفه ی گاوداری از سود آوری بیشتری برخوردار خواهد بود .

مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی ٬آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه ها در مزارع دامپروری و با سود آور نمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها ٬ زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها که می توانند در زمینه ی تغذیه کاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند اشاره می شود :


نکات عمومی در تغذیه گاوهای شیری :

۱- گاوها را بر اساس مرحله ی شیرواری یا میزان تولید٬ دسته بندی نموده و و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .

۲- در طول سال از برنامه ی تغذیه ای که اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده کنید .

۳- جهت مصرف حداکثر میزان خوراک اختصاصی ٬ خوش خوراکی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراکی متنوع و با کیفیت خوب استفاده نمایید .

۴- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای کار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .

۵- فعات خوراکی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید .

۶- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند ٬ در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه ی آن را به کار ببرید .

۷- ترکیبات مواد مغذی اقلام خوراکی متنوع و متغییر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره ی فرموله شده اطمینان حاصل نمایید

۸- ب تمیز ٬ سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید .

۹- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید .

۱۰-هر گونه تغییری در جیره ی غذایی را به تدریج به انجام برسانید .

۱۱-از جیره های مخلوط استفاده کنید (کنسانتره –علوفه )

۱۲-ضمن خشبی بودن علوفه ی مصرفی ٬ قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد .

۱۳-تدابیر لازم جهت به حد اقل رسانیدن تلفات خوراک را به عمل آورید .

۱۴-جهت اطمینان از میزان کافی خوراک مصرفی در جیره ٬ حد اطمینان را مد نظر بگیرید .

۱۵-ضمن اختصاص دادن گارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها ٬ کارگران این بخش را به دفعات عوض نکنید .

۱۶-تغذیه از موارد بودار را در ۵/۰ تا ۲ ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید

۱۷-علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود کپک و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید .

۱۸-برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی ٬ مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید .

۱۹-برنامه ی مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جدیت پی گیری کنید .

۲۰-در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراک مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی ٬ از مواد خیس کننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده کنید .


تغذیه ی دوره ای گاوهای شیری :

تغذیه ی دوره ای یا مرحله ای عبارتست از طراحی برنامه های تغذیه ای گاوها براساس میزان تولید – مصرف غذا – تغییر وزن بدن و زایمان .


ترتیب تولید در گاوهای شیری به صورت زیر می باشد :

۱- دوره ی اوج شیر دهی

۲- دوره ی افزایش اندوخته های بدن (افزایش وزن ) . ۵و۴- دوره ی خشک (۲ ماه پایانی آبستنی )


بر اساس پنج مرحله تولید حیوان به شرح زیر می باشد :

۱- از هنگام زایمان تا ۸۰ روز بعد از آن

۲- ۸۰ تا ۲۰۰ روز بعد از زایمان

۳- ۲۰۰ تا ۳۰۵ روز بعد از زایمان

۴- ۴۵ تا ۶۰ روز قبل از زایمان

۵- گروه گاوهای که دوره خشکی آنها رو به اتمام است با توجه به این مراحل ٬برنامه های تغذیه ای اختصاصی جهت تولید بیشتر و نگهداری سالم گاوهای شیری اعمال می گردد :


۱- برنامه های تغذیه ای در مرحله اول تولید :

پس از زایش تولید شیر به سرعت افزایش می یابد و در ۶ تا ۸ هفته به بیشترین مقدار می رسد اما مصرف غذا نسبت به نیازهای تولید ٬افزایش نمی یابد به گونه ای که بیشترین مقدار مصرف ماده ی خشک ۱۲ تا ۱۵ هفته پس از زایش خواهد بود از این رو بیشترین ماده گاوهای شیرده برای ۸ تا ۱۰ هفته در حالت تعادل منفی انرژی خواهند بود . گاوهای پر شیر احتمالاً تا هفته ی بیستم و یا بیشتر در تعادل منفی انرژی خواهند بود .

گاو شیر ده کمبود انرژی دریافتی برای تولید شیر را از اندوخته های بدن تامین کرده و در این دوره ٬از وزن آن کاسته می شود ٬ دوران بحرانی تغذیه ی گاوهای شیر ده از زمان زایش تا اوج شیر دهی است . هر کیلوگرم افزایش شیر در این دوره ٬ ۲۰۰ کیلوگرم شیر بیشتر در کل دوره ی شیر دهی را در پی خواهد داشت .


در این دوره رعایت نکات ذیل ضروری است :

-از تغییرات ناگهانی و سریع جیره که موجب ناراحتی های گوارشی می شود خود داری نموده و تغییرات تدریجی را دست کم دو هفته پیش از زایش آغاز نمایید .

-از افزایش کنسانتره تا موقع برطرف شدن تنش های مربوطه به زایش خودداری نموده و سطح آن را در حدی نگهدارید که گاو شیر ده با دریافت حداقل مقدار ADF (۱۸ تا ۱۹ درصد ) ضمن بر خورداری از سلامتی دستگاه گوارش ٬شیر با کیفیتی نیز تولید کند . میزان مصرف کنسانتره نباید بیش از ۵/۲ درصد وزن بدن باشد . تعداد دفعات تغذیه ای کنسانتره باید افزایش یافته و هر بار با مقدار اندکی کنسانتره تغذیه شود .

-قت کافی در مورد تامین مواد مورد نیاز گاو شیر ده و نسبت صحیح آن با انرژی که میزان قابل توجهی از آن از اندوخته های چربی بدن تامین می شود ٬اعمال نمایید در این مرحله از مواد ازته ی غیر پروتیینی با تجزیه ی کم در شکمبه استفاده کنید .

-ا استفاده از علوفه های مرغوب و باکیفیت خوب و عوامل اشتها آور ٬مصرف ماده ی خشک را افزایش دهید .

-سعی کنید علوفه های مورد تغذیه به قطعات ریز خرد نشوند و در صورت الزام از چنین علوفه هایی برای حفظ تعادل PH شکمبه و کاهش اسیدوز و دیگر ناراحتی های گوارشی بافرهای شیمیایی نظیر بی کربنات سدیم استفاده کنید .

-عوامل استرس زا نظیر واکسیناسیون ٬سم چینی ٬حمام ضد کنه و….. را به بعد از سپری شدن اوج شیر دهی موکول کنید .

-استفاده از مکمل نیاسین که ممکن است از دوره ی خشک آغاز شده باید برای گاوهای پر شیر ادامه یابد در این حالت مصرف غذا احتمالاً بیشتر و احتمال بروز کنیوز کمتر خواهد بود .

-با تغذیه ازمکمل های پر انرژی نظیر چربی و ملاس ٬مصرف انرژی را بالا ببرید .


۲-مدیریت تغذیه ای در مرحله دوم شیر دهی :

در این دوره گاو مرحله حساس پیک (peak) با حداکثر تولید را سپری کرده و واکنش های حیوان به حالت عادی برگشته و می تواند در صورت برخورداری از جیره ی متوازن ٬توانایی های تولیدی خویش را بروز دهد . در این مرحله مدیریت گاوداری٬ گاوهای مورد نظر را از لحاظ وضعیت بدنی بررسی نموده و در صورت برخورد با موارد غیر عادی نظیر رشد بی رویه گاوها و یا لاغری بیش از حد آنها درصدد اصلاح جیره بر آیید .


۳-مدیریت تغذیه ای در مرحله آخر شیر دهی :

مدیریت تغذیه ای گاوهای شیرده در این مرحله آسان تر از مراحل دیگر است زیرا در این مرحله ٬ مصرف مواد غذایی بیشتر از نیازهای تولید شیر بوده ٬تولید شیر رو به کاهش است .

نکاتی که مد نظر مدیریت گاوداری باید باشد عبارتند از:

-کاهش وزن ایجاد شده در آغاز دوره ی شیر دهی باید به گونه ای جبران شود که گاودر آغاز دوره ی خشک ٬ از وزن مناسبی برخوردار باشد .

-حداکثر کوشش در رابطه با تداوم شیر دهی در حد امکان به عمل آید .

-لیسه های جوان ٬نیازهای ویژه ای برای رشد دارند . بنابر این برای ایجاد رشد در تلیسه ۲ ساله ٬۲۰ درصد و برای تلیسه های ۳ ساله ٬۱۰ درصد از مواد غذایی بیشتر از تعداد مورد نیاز برای نگهداری منظور شود .

-با توجه به تقاضای کم مواد مغذی ٬ می توان نسبت علوفه به کنسانتره را افزایش داده و با استفاده از ترکیبات ازت دار غیر پروتئینی هزینه های غذایی را کاهش داد .

-هت خشک کردن گاوها در پایان این مرحله میتوان غذا و آب مصرفی را محدود نمود .


۴-مدیریت تغذیه ای گاوهای خشک :

به منظور آماده سازی گاو برای شیر دهی بعدی٬ باید یک دوره ی خشک در نظر گرفته شود . با در نظر گرفتن یک دوره ی خشک ۶۰ روزه ٬تولید شیردهی بعد برای بیشتر ماده گاوها ٬بهینه خواهد بود . .اگر دوره ی خشک کمتر از ۴۰ روز باشد ٬ بافت پستان زمان کافی برای بازسازی نداشته و در نتیجه ٬تولید شیر در شیر دهی ٬ایده آل نخواهد بود . اگر دوره ی خشک ٬ بیش از ۷۰ روز باشد ٬ گاوبیش از اندازه چاق می شود ٬ د رحالی که تولید شیر در شیر دهی بعد ٬ بیشتر نبوده و دشواری چاقی نیز در پی خواهد آمد . گفته می شود که بازدهی مصرف انرژی برای بافت سازی ٬به هنگام شیر دهی بیشتر از دوره ی خشک است ٬ از این رو باید کوشش کرد که کاهش وزن گاو در هفته های پایانی شیر دهی جبران گردد . بدین ترتیب افزایش وزن ماده گاو در دوره خشک ٬بیشتر مربوط به رشد جنین خواهد بود .


مواردی که در این مرحله در زمینه تغذیه ی گاوها در نظر می باشند عبارتند از :

-مصرف کلسیم باید به کمتر از ۱۰۰ گرم در روز محدود شود و هم زمان فسفر کافی در اختیار گاو ها قرار گیرد ( ۳۵ تا ۴۰ گرم فسفر در روز برای نژادهای بزرگ) ٬کلسیم بیشتر ٬ به ویژه اگر جیره از نظر فسفر کمبود داشته باشد ٬ احتمال بروز تب شیر را افزایش خواهد داد .

-اگر علوفه کمبود سلنیوم دارد ٬ باید روزانه ۳ تا ۵ میلی گرم سلنیوم به علوفه اضافه کرد . اگر مصرف ویتامین E در خوراک زیاد نباشد ٬موجب جفت ماندگی می شود .

-از تغذیه ی زیاد مواد معدنی باید خودداری کرد (به ویژه مخلوط بافر های نمک های سدیم ) و مصرف نمک طعام را باید به حداکثر ۲۸ گرم در روز محدود نمود .

مصرف زیاد نمک ٬موجب نگهداری آب در بدن و ایجاد خیز یا ادم در برخی گاوها به ویژه تلیسه های شکم اول می شود .

دانلود مقاله

مصرف آب در گوساله شيرى

مصرف آب در گوساله شيرى :

۱- نياز گوساله شيرى به آب دست کم ۴ برابر مقدار استارترى است که مصرف مى کند

۲- تحقيقات نشان داده است که گوساله هائى که بصورت آزادانه آب مصرف کرده اند ، رشد بيشترى دارند و کمتر دچار اسهال شده اند .

۳- در زمستان بايد آب ولرم به گوساله ها بعد از شير دادن داده شود تا بياموزند پيش از يخ زدن آب آنرا بنوشند .

۴- ظرف و آب غذا را جورى تعبيه کنيد که گوساله پس از مصرف يکى و قبل از مصرف ديگرى سر خود را عقب بکشد تا نه غذايش خيس شود و نه خوراکى به داخل ظرف آب منتقل شود زيرا گوساله خوراک خيس و آب کثيف را دوست ندارد و تحقيقات معتبر نشان داده که اين موجب کاهش مصرف خوراک و آب و در نتيجه رشد گوساله شده است.


ياد آورى :

گوساله هايى که در محيط باز نگهدارى شود نسبت به آنهايى که در محيط بسته و انفرادى نگهدارى شوند اضافه وزن بهترى دارند ولى ضريب تبديل خوراک در ماههاى سرد براى آنها ۲۰% افت مى کند گوساله هائى که در حالت انفرادى نگهدارى مى شوند اسهال و مشکلات تنفسى کمترى دارند . عليرغم افت تبديل خوراک گوساله هاى حالت باز و گروهى تغذيه بهتر آنها توجيه دارد .

دانلود مقاله

استرس گرمایی

استرس گرمايى يکى از مشکلات عديده اى است که دامداران خصوصاً، دامدارانى که در مناطق گرمسير از جمله خوزستان حضور دارند با آن مواجه هستند. بطور معمول زمانى که دماى هوا رو به افزايش مى باشد بدن گاوها در طول مدت ۲ تا ۷ هفته خود را با شرايط مطابقت داده و در اين هنگام تبخير از سطح بدن مکانيسم اصلى دفاع در برابر اين گرما و افزايش دما مى باشد. اين تبخير مى تواند بوسيله انسان با ايجاد دوش هايى در محل شيردوشى و يا بوسيله فيزيولوژى طبيعى بدن حيوان از طريق افزايش تعداد تنفس و يا افزايش ميزان فعاليت غدد عرق ايجاد شود. زمانى که دماى هوا بطور ناگهانى و يا بيشتر از سطح تحمل بدن حيوان بالا مى رود، هموستازى بدن تعادل خود را از دست داده و کاهش اشتها و توليد و کاهش توليد مثل و حتى مرگ را به همراه دارد. براى کنترل اين معضل و به حداقل رساندن آن روش هاى مختلفى موجود مى باشد که در دو بخش کنترل استرس گرمايى که باعث کاهش توليد شير مى شود و کنترل استرس گرمايى که باعث کاهش توليد مثل مى شود بحث خواهد شد:

۱- روش هاى کنترل استرس گرمايى براى بهبود توليد شير و مبارزه با کاهش آن: از نکات ابتدايى و اصلى مبارزه با استرس گرمايى اين است که دامدار بتواند و خصوصيات رفتارى دام هاى خود را در مواجهه با استرس گرمايى تشخيص داده و به موقع نسبت به کنترل آن اقدام کند، اعمالى مثل بى حالى و سستى و فرار از آفتاب و خوابيدن بيش از حد در ابتداى امر به دامدار کمک خواهد کرد؛ همچنين در چنين شرايطى دامدار بايد نسبت به تغذيه دام هاى خود دقت کافى مبذول کند تا با تغذيه نادرست و بيش از حد و افزايش متابوليسم بدن، حيوان در گرماى زياد خسارت جبران ناپذير به خود وارد نکند. در دسترس بودن آب مناسب از ديگر عوامل مفيد مى باشد. در مورد دانستن وضعيت گاو که عنوان شد بوسيله دامدار بايد مد نظر قرار گيرد، تفاوت نژاد بين گاوها بسيار مهم مى باشد، چرا که در بعضى نژادها به علت تفاوت در ميزان متابوليسم بدن و ميزان آب و غذاى موردنياز و ميزان عرق و لايه بندى و رنگ آنها، نسبت به ن‍ژادهاى ديگر مقاومت بهترى دارند. اما بهترين راه حل براى کنترل استرس گرمايى ايجاد سايه در محل دامدارى مى باشد، خصوصاً در زمانى که اين سايه در محل غذا خورى و آبخورى حيوان وجود داشته باشد حيوان در زمان خوردن غذا، کمتر آزار ديده و در نتيجه اين منجربه افزايش ميزان توليد مى شود. ايجاد سايه و سايه بان در محل استراحت و غذاخورى حيوان باعث کاهش حداقل ۳۰% از ميزان استرس گرمايى وارد به حيوان مى شود.

۲- روش هاى کنترل استرس گرمايى براى بهبود وضعيت توليد مثلى حيوان: در زمان مواجهه با استرس گرمايى ميزان بارورى دام کم مى شود. اين مسئله بدين دليل است که در زمان استرس گرمايى دوره فحلى حيوان کوتاه شده و تشکيل فوليکول در اين حالت در زمان هاى مختلف رخ مى دهد. همچنين در زمانى که گاو دچار استرس گرمايى مى باشد تشکيل رويان دچار مشکل مى شود و در گزارش هاى مختلف آمده است که در حدود ۶۰ تا ۶۶% کاهش داشته است. همچنين اثرات منفى استرس گرمايى در درماى ۴۴۰C در زمان قبل از تلقيح و۴۰۰C بعد از تلقيح تشخيص داده شده است. از راه هاى مناسب براى جلوگيرى از کاهش توليد مثل همان روش ايجاد سايه و همچنين خشک کردن محيط در زمان تلقيح مصنوعى مى باشد که کمک شايانى به کنترل اين وضعيت خواهد کرد. روش ديگرى که در زمان استرس گرمايى،به منظور بهبود شاخص هاى توليد مثلى به کار مى رود، همزمانى فحلى و ايجاد همزمانى در گاوها بوده که نشان داده شده است در تابستان در گاوهايى که بصورت همزمان فحلى شده اند و همزمان تلقيح شده اند نسبت به گاوهايى که جداگانه فحل يابى شده اند در صد موفقيت بيشترى در بارورى داشته اند چون فحل يابى بصورت انفرادى در تابستان با کوتاه شدن دوره فحلى مشکل مى باشد. هر کدام از اين تکنيکها و روشها، اثرات خاص خود را دارا بوده و با توجه به ارزش اقتصادى و شرايط موجود دامداران مى توانند براى بهبود ميزان توليد مثل و توليد شير خود از آنها استفاده کنند

دانلود مقاله

پرورش و تغذیه گوسفند

مراتع و علوفه جزء ارزانترین منابع خوراکی برای تغذیه گوسفندان محسوب می شوند. در سیستم چرا ذخیره علوفه گونه هایی مانند: مخلوط علوفه شبدر، و علوفه غلات مانند: علوفه چاودار، یولاف و جو به منظور رفع نیاز مواد خوراکی در زمستان کاهش می یابد. در سیستم چرای گیاهان فرصت بیشتری برای تغذیه گوسفند وجود دارد. چرای بیش از حد می تواند بیشتر احتیاجات انرژی و پروتئین میش ها را فراهم کند و به عنوان تامین کننده انرژی برای تولید، نگهداری و رشد جایگزین غلات شود.در بسیاری از سیستم های مرسوم چرا، حیوانات در تمام سال در منطقه ای خاص از مراتع نگهداری می شوند. در چنین سیستم هایی باید تعادل صحیح بین دام و مرتع حفظ شود. در فصل زمستان باید علوفه خشک با کیفیت بالا و کنسانتره مناسب در جیره غذایی میش ها منظور شود. میش های خشک می توانند در مرتع به تنهایی نگهداری شده و هنگامی که با علوفه خشک تغذیه می شوند ممکن است طی ۴ هفته آخر از بره زایی به مکمل های افزودنی احتیاج پیدا کنند.

اگر میش ها به منظور حداکثر تولید شیر و افزایش سرعت بره زایی پرورش داده می شوند لازم است در تغذیه آنها علوفه خشک همراه با یک برنامه غذایی مناسب با توجه به وضعیت بدنی آنها منظور شود. رابطه مثبتی بین قابلیت هضم و خوراک و میزان مصرف آن در نیز افزایش می یابد. در واقع خوراک هایی که قابلیت هضم بالایی دارند، منجر به تحریک مصرف در دام می شوند. نمک ید دار باید در طول پرورش به صورت قابل دسترس در اختیار میش ها قرار گیرد. در سیستم پرورش میش ها به منظور سهولت و صرفه اقتصادی در امر شیر دوشی، باید دستگاههای شیر دوشی در سالن های شیر دوشی وجود داشته باشد.


● اهمیت تاثیر جیره متعادل در تغذیه گوسفند:

میش هایی که به خوبی رشد کرده و از بره های خود تا پایان مرحله از شیر گیری پرستاری می کنند به یک جیره متعادل برای نگهداری نیاز دارند. علوفه به تنهایی نمی تواند تمام مواد مغذی ضروری را برای عملکرد مطلوب تامین نماید. لذا به منظور افزایش کیفیت در امر تولید، مواد مغذی ضروری مورد نیاز است. مطالعه ای به منظور تعیین تاثیر جیره متعادل بر رشد وکیفیت پشم میش ها بعد از سن ۳۶۵ روزگی انجام شده است. در این تحقیق از ۴۶ میش در مناطق مختلف نژاد گوسفند سر سیاه لیتوان در یک مزرعه واقع در لیتوا استفاده شده است. طی این مطالعه گوسفندان شاهد با یک غذای استاندارد حاوی افزودنی های معدنی تغذیه شدند و خوراک گوسفندان سایر گروههای آزمایشی مشابه گروه شاهد بوده است اما در جیره آنها خوراک جو با مقدار مشابه آن بدون پوشینه جایگزین شده است. نتیجه آزمایش نشان داد که وزن در هر ۲۴ ساعت به طور معنی داری افزایش داشته و ترکیب جیره در این آزمایش بر جعد تار پشم و کیفیت آن بی تاثیر ولی وزن زنده میشها، جعد تار پشم را تحت تاثیر قرار داده است. نتایج حاصل از این آزمایش نشان می دهد که جو بدون پوشینه به دلیل بالا بودن ارزش غذایی آن می تواند به عنوان منبع مناسب پروتئین در جیره غذایی گوشفند و دیگر نشخوارکنندگان استفاده شود.


● توصیه های عمومی برای تغذیه میش ها
میشهای خشک و میشهای در آغاز آبستنی:

- علوفه لگومینه یا علوفه مرتع با کیفیت بالا و به مقدار جزیی غلات .

- علوفه خشک لگومینه با کیفیت مناسب به میزان ۱/۶ تا ۲ کیلوگرم در روز .

- یونجه و علوفه خشک شبدر به میزان ۶/۱ کیلوگرم در روز .

- سیلوی ذرت به میزان ۷/۲ تا ۱/۳ کیلوگرم، مکمل پروتئینی ۹./. تا ۱۳/. کیلوگرم سنگ آهک ۱۸./. کیلوگرم .

- علوفه خشک لگومینه با کیفیت بالا به میزان ۹/. تا ۱/۱ کیلوگرم و سیلوی ذرت به میزان ۳/۱ تا ۸/۱ کیلوگرم .


میشها در اواخر آبستنی (۴ تا ۶ هفته آخر آبستنی):

این مراحل جز مراحل حساس برای میشها محسوب می شود و تامین مواد مغذی در این زمان امری حیاتی به شمار می آید. بطوری که اگر مواد مغذی مورد نیاز تامین نشود ممکن است بیماری آبستنی که نوعی از بیماری کتوز است ایجاد شود که در این صورت می توان به میزان زیادی با بالا بردن مصرف انرژی به وسیله افزایش تدریجی مصرف کنسانتره در ۶ هفته آخر آبستنی از بروز این بیماری پیشگیری کرد. جیره های غذایی در این مرحله همانند جیره های اشاره شده در توصیه مربوط به میشهای خشک و میشهای در آغاز آبستنی) است که باید ۲/. تا ۳/. کیلوگرم غلات به جیره آنها افزوده شود.


میشهایی که از بره ها پرستاری می کنند:

مواد مغذی مورد نیاز میشها به طور قابل توجهی در دوره شیر دهی به ویژه هنگامی که از چند بره پرستاری می کنند افزایش می یابد و نیاز میش به پروتئین، انرژی و مواد معدنی بالامی رود.

موارد ذیل نمونه هایی از جیره میش هایی است که از بره های پرستاری می کنند:

- علوفه لگومینه با کیفیت بالا یا چرادر مراتع علوفه غلات به طور محدود و نیز تغذیه به میزان ۴/. کیلوگرم غلات در روز به ازای هر رأس میش.

- علوفه لگومینه با کیفیت بالایاعلوفه خشک لگومینه به میزان ۴/. تا ۶/. کیلوگرم در روزبه ازای هررأس میش.

- سیلوی ذرت به میزان۷/۲ تا۶/۳ کیلوگرم ، مکمل پروتئینی ۱۳/. تا ۱۸/. کیلوگرم ، غلات ۴/. تا ۶/. کیلوگرم و غلات خرد شده ۱۸./. کیلوگرم در روز به ازای هر رأس میش.

- علوفه خشک لگومینه با کیفیت بالا به میزان ۹/. کیلوگرم، سیلوی ذرت به میزان ۸/۱ تا ۲/۲ کیلوگرم ، مکمل پروتئینی ۹./. کیلوگرم و غلات ۴/. کیلوگرم در روز به ازای هر رأس میش


مدیریت تغذیه در میش ها:

مشکلات تغذیه ای میش ها در خیلی از موارد کمتر از سایر نشخوارکنندگان است زیرا در مدیریت تغذیه میش ها در مقایشه با سایر نشخوارکنندگان از علوفه خیلی بهتری استفاده می شود. تغذیه قبل از فصل جفتگیری ممکن است تاثیر قابل توجهی در تعداد بره های متولد شده داشته باشد. در این خصوص استفاده از سیستم فلاشینگ با افزایش مواد کنسانتره ای در زمان جفتگیری مفید است که در این صورت درصد دوقلو زایی در میش ها افزایش می یابد.


● مدیریت تغذیه بره ها:
مواد ذیل نمونه ای از جیره بره ها است:

- غلات یا علوفه غیر لگومینه.

- ذرت زرد آسیاب شده ۷۶ یا ۸۳ درصد.

- کنجاله سویا (با ۵۰ درصد پروتئین ) ۱۲ یا ۱۵ درصد.

- نمک یک درصد و پودر یونجه ۱۰ درصد.

- سنگ آهک آسیاب شده یک درصد.

- پروتئین خام ۱۰/۱۵ تا ۵۶/۱۵ درصد.

دانلود مقاله

بیماری های گوسفند


طاعون نشخواركنندگان كوچك
مقدمه:

طاعون نشخواركنندگان كوچك (یا ppr پی. پی. آر) بيماري ويروسي کشنده با انتشار سريع مي باشد كه در گوسفند و بز ديده ميشود. اين بيماري معمولا با شروع ناگهاني علائم ظاهري بيحال بودن٬ تب ٬ آبريزش از چشم و بيني٬ زخم دهان ٬ تنگي نفس ، سرفه٬ اسهال بدبو و مرگ مشخص ميشود. ويروس به بافتهاي لنفي و پوششی دستگاه گوارش و قسمت فوقاني دستگاه تنفسي تمايل دارد..طاعون نشخواركنندگان كوچك به علت انتشار سريع ، كاهش توليد و تلفات سنگين (بخصوص در بزها) از اهميت زيادی در تجارت گوسفند و بز و توليدات آنها برخوردار است. این بیماری باعث خسارات اقتصادی سنگینی میشود و عامل مهم جلوگیری از گسترش و رشد گله های گوسفند و بز و عامل کاهش تولیدات آنها در کشورهای درگیر میباشد و کنترل آن یکی از برنامه های این کشورها در مبارزه با فقر میباشد.


ميزبانها:

ميزبانهای طبيعی آن گوسفند و بز ميباشد و بيماري در بزان شديد تر از گوسفند است. گزارشاتي از وقوع بيماري در حيوانات وحشي متعلق به خانواده غزال و خوک و ….. وجود دارد. نژادهاي مختلف بز درجات متفاوتي از حساسيت و مقاومت در برابر آلودگي را نشان ميدهند. در گاو ، گاوميش، شتر و خوك عفونت بدون علامت ظاهری شكل ميگيرد و در صورت برخورد با ويروس بدون نشان دادن علائم ظاهری افزايش آنتي بادي هاي سرمي را نشان ميدهند.

حيوانات وحشي در همه گيرشناسی بيماري نقش مهمي ندارند و تاكنون هيچ نوع حيوان وحشي يا اهلي به عنوان مخزن ويروس شناخته نشده است.


همه گيرشناسي:

ميزان واگيري بيماري در مناطقي كه بيماري وارد ميشود نسبتا بالاست و حدود 50-80 درصد و تلفات در بزها تا 55- 85 درصد ميرسد. با افزايش سن تعداد گوسفند و بزان داراي مقاومت در برابر اين ويروس افزايش مي يابد.

شدت بيماري بستگي به حساسيت جمعيت دارد. سن همچنين در ابتلا به بيماري مهم مي باشد گوسفند و بزهای جوان (سنين حدود4-18 ماهه) به طور شديد تري در مقايسه با بالغين مبتلا ميشوند و همچنين در بزغاله هاي زير 4 ماه بدون كسب ايمني مادري از طريق آغوز، بيماري شديد ميتواند شكل بگيرد . فقر غذائي ، استرس حمل و نقل ، وجود همزمان عفونت هاي باكتريائی و انگلي باعث افزايش شدت علائم ظاهري بيماري ميگردد. با شكل گرفتن يك جمعيت حساس همه گيري دوره اي بيماري با تلفات حدود 100% ميتواند رخ ميدهد. ايمني مادري براي مدت 4تا3 ماه محافظت كننده است. حيوانات تازه وارد و حيوانات برگشت داده شده از بازار فروش بيشترين خطر ابتلا را دارند. منبع ويروس ترشحات (ترشحات چشمي٬ بيني٬ سرفه٬ مدفوع و……) حيوان بيمار يا حيواني است كه در دوره نهفته بيماري (قبل از شروع علائم) به سر ميبرد..


انتقال:

مهمترين راه انتقال عفونت از طريق تماس مستقيم بين حيوانات ميباشد و حيوان حامل در انتقال بیماری مطرح نيست. شيوع بيماري توسط حشرات مورد توجه نيست. بيشترين همه گيري ها در فصول باراني يا سرد و خشك سال رخ ميدهد.

ويروس 2 تا 3 روز پس از آلوده شدن و 1تا 2 روز قبل از ظاهر شدن علائم بيماري وارد خون شده كه باعث انتشار ويروس به طحال ، مغزاستخوان و مخاط دستگاه گوارش و تنفس ميشود.اين ويروس در خارج بدن بطور ضعيفي زنده ميماند و انتشار بيماري به يك منطقه جديد اغلب در اثر ورود حيوانات آلوده است. انتقال عفونت از طريق استنشاق و يا بلع ذرات پخش شده در هوا از طريق عطسه يا سرفه حيوان آلوده ميباشد و انتقال از طريق ملتحمه چشم نيز محتمل است. در شب و در خنكي هوا ، آلودگي مي تواند تا مسافتي حدود 10 متر گسترش يابد. حيوان بيمار در دوره نهفته عفونت زا (انتقال عفونت به حیوانات سالم) مي باشد و قبل از شروع علائم ويروس در ترشحات بيني ، اشك ، بزاق و ادرار دفع ميشود. با شروع اسهال دفع از طریق مدفوع نيز رخ ميدهد و با پيشرفت بيماري افزايش دفع ويروس ديده ميشود. هرچند تماس نزديك مهم ترين راه انتقال بيماري است مواد آلوده نيز ميتوانند با آلوده كردن غذا و آب و بستر باعث انتقال بيماري گردند. اين مواد احتمالا سبب انتقال كوتاه مدت ويروس ميشوند و انتظار نميرود براي مدت طولاني در خارج از بدن ميزبان زنده بمانند. انتقال از طريق شير رخ ميدهد و تغذيه بره و بزغاله ها با شير آلوده بيماري را منتشر مي نمايد. ويروس در اسپرم و جنين وجود داشته و احتمالا از اين راه نيز منتقل ميشود. در نواحي که بيماری در آنجا بومی شده ، بيشترين دامهاي بيمار و تلف شده بيش از 4ماه (4 تا 18 ماه) سن دارند. بيماري اغلب در اثر ورود يك دام جديد آلوده به گله و يا در اثر تماس با گوسفندان و بزان ديگر در ميادين فروش دام رخ ميدهد. حيوانات بهبود يافته حامل ويروس باقي نمي مانند.


ظهور بيماري طاعون نشخواركنندگان كوچك ممكن است در ارتباط با عوامل ذيل باشد:

• سابقه تردد يا تجمع گوسفندان يا بزان از سنين مختلف در يك مكان

• ورود دامهائي جديد به گله

• تماس با دامهاي جديد در ميادين دام و برگشت به گله

• تغييرات آب و هوائي مثل شروع فصل بارندگي(گرم و مرطوب) و يا دوره خشك يا سرما

• تغيير در سيستم دامپروري مثل گسترش دامداريهاي صنعتي و متراكم و افزايش تجارت دام


علائم بيماري:

1.شكل تحت حاد و مزمن : اغلب در گوسفند ديده شده و معمولا” كمتر در بز شكل مي گيرد. بيماري با تب خفيف ، ترشح بيني ، خراشهاي مخاطي كه عود كننده است و اسهال متناوب ،كه بعد از يك دوره 10 تا 14 روزه حيوان معمولا بهبود مي يابد . بيشتر درگيري ريوي ديده ميشود. در مجموع اين شكل مشابه فرم حاد بوده كه فقط ملايم تر ميباشد . دوره نهفته بيماري طولاني تر شده و بيماری اکتيمای واگير (ارف) از عواقب معمول بيماري است.

2-شكل حاد: بيماري معمولا” در بزان ديده ميشود. بعد از دوره نهفته 3 تا 4 روزه ، تب(41- 40 درجه سانتيگراد) و ترشحات آبکی از بيني ناگهان ظاهر شده ولي با اين حال حيوان طبيعي به نظر ميرسد. چند ساعت بعد افسردگي شكل ميگيرد. خراشها در مخاطات (در قسمت فوقاني دستگاه گوارش و فوقاني دستگاه تنفس وكانال ادراري-تناسلي ) 1تا 2 روز پس از شروع تب ايجاد ميگردد. تراوش بزاق زياد بوده و حيوان زبان خود را به طور مداوم داخل و خارج ميکند.

عطسه و ترشحات آبکی بيني و چشم كه بعدا” چركي(غليظ و زرد رنگ) شده ، و با تشكيل دلمه باعث انسداد بيني و دشواري تنفس ميگردد. ترشح از چشم باعث مرطوب شدن موهاي زير چشم شده و با خشك شدن آنها سبب چسبيدن و بسته شدن پلك ها ميشود. در طي 2-3 روز خراش ها به هم پيوسته و ايجاد ضايعات وسيع ميكند كه سپس به زخم تبديل ميشود.

3) شكل فوق حاد: دوره نهفته حدود 2 روز بوده و ترشح بيني شديد ، تب ناگهاني و بالا، افسردگي ، سختي تنفس، بي اشتهايي، و يبوست ، غشاهاي مخاطي پرخون و داراي زخم سطحی هستند.اسهال ناتوان كننده در طي 3-4 روز ديده ميشود. مرگ 4-6 روز پس از شروع علائم رخ ميدهد.

در مجموع با مشاهده تركيبي از علائم زير به بيماري مشكوك مي شويم:

• ب ناگهاني و ترشحات از چشم، بيني و دهان

• وجود پرخوني و زخم های سطحی يا زخم در محوطه دهاني (لثه ،زبان ، كام)

• تورم لب ها همراه با ضايعات پيش رونده در اطراف لب كه با اكتيما قابل اشتباه است.

• ذات الريه

• سهال

• تلفات


كنترل٬ پيشگيري و درمان:

بيماري به طور موفقيت آميزي قابل كنترل است و از طريق اقدامات قرنطينه اي در واحدهاي آلوده و مجاور آن ، از بين بردن دامهاي آلوده و در تماس كنترل و ريشه كن ميشود.كنترل رخداد طاعون نشخواركنندگان كوچك اساسا به كنترل تردد(قرنطينه) به همراه استفاده از واكسيناسيون حلقه اي متمركز و ايمن سازي پيشگيرانه در جمعيت هاي در معرض خطر بالا تكيه دارد.

واكسن طاعون گاوي به طور موفقيت آميزي براي ايمني سازي عليه اين بيماري استفاده شده است.

كنترل بيماري از طريق كنترل تردد دام در گله هاي آلوده و مجاور آنها حداقل به مدت يك ماه و پاك سازي ضايعات و از بين بردن تمام لاشه ها و بقاياي آلوده بيماران٬ در صورت امكان كشتار دامهاي آلوده ٬ واكسيناسيون دامهاي حساس اطراف كانون بيماري تا شعاع حدود 10 كيلومتر پس از تائيد باليني يا آزمايشگاهي بيماري.

چون ريشه كني بيماري در جمعيت نشخواركنندگان وحشي درگير غير محتمل است ايجاد يك نوار در اطراف جمعيت گوسفند و بز از طريق واكسيناسيون حلقه اي مانع از شيوع بيماري خواهد شد.


تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو

تب خونریزی دهنده کریمه-کنگو یکی از بیماری¬های ویروسی مشترک بین انسان و حیوان است که در کشور ما نیز دیده می¬شود. آلودگی با این ویروس در دام¬ها بیماری بالینی ایجاد نمی¬کند با اینهمه ممکن است در انسان باعث مرگ شود. ایجاد خونریزی در بافت¬های بدن یکی از نشانه¬های بیماری در انسان است که در مراحل آخر بیماری اتفاق می¬افتد


توزیع جغرافیائی بیماری شامل چه مناطقی است؟

تب خونریزی دهنده کریمه-کنگو درجنوب و شرق اروپا و مخصوصا شوروی سابق، در سرتاسر منطقه مدیترانه، شمال¬غرب چین، آفریقا، خاور میانه و شبه قاره هند گسترش دارد.


چگونه این بیماری منتقل می¬شود؟

این بیماری به صورت معمول از طریق گزش کنه¬های آلوده و یا از طریق تماس انسان با بافت¬های دام¬های آلوده در زمان کشتار دام به انسان منتقل می¬شود.

تعدادی از حیوانات وحشی و اهلی مانند گاو، بز، گوسفند و خرگوش میزبانان تکثیر کننده این ویروس هستند و کنه¬هایی که از این دام¬ها خونخواری می¬کنند می¬توانند آلوده شده و آلودگی را به نوزادان خود منتقل نمایند. بافت¬های مختلف این دام¬ها از جمله خون و گوشت آلوده هستند و می¬توانند ویروس را در محیط منتشر کنند و یا در صورت تماس به انسان منتقل نمایند. بنابراین کشتار دام¬ها در کشتارگاه و رعایت اصول بهداشتی در هنگام کشتار نقش بسیار مهمی در پیشگیری از بیماری دارد.


نشانه های تب خونریزی دهنده کریمه-کنگو چیست؟

بیماری در دامها بدون علامت می باشد ولی دوره کمون بیماری در انسان بستگی به نحوه انتقال ویروس دارد. متعاقب گزش کنه ها معمولا دوره کمون ۳-۱ روز و حداکثر ۹ روز و متعاقب تماس با خون و یا بافت های آلوده۶-۵ روز و حداکثر ۱۳ روز می باشد. بیماری بطور ناگهانی و با علائمی مانند سردرد، تب بالا، درد ناحیه پشت، درد مفاصل، درد معده، استفراغ، قرمزی چشم ها و صورت و گلو و نقاط خونریزی در سقف دهان آغاز می شود. علائم زردی نیز ممکن است بروز کند و در موارد شدید در خلق و خوی، حواس و ادراک نیز تغییراتی ایجاد می شود. در موارد پیشرفته بیماری لکه های بزرگ کبود رنگ روی بدن، خونریزی شدید از بینی و خونریزی های غیرقابل کنترل در نقاط تزریق را می توان دید.در صورت عدم اقدام سریع برای درمان میزان مرگ و میر در این بیماری می¬تواند بسیار بالا و به حدود ۳۰% و حتی بالاتر از ۵۰% برسد.


تشخیص تب خونریزی دهنده کریمه-کنگو چگونه است؟

تشخیص آزمایشگاهی موارد مشکوک به تب خونریزی دهنده کریمه کنگو باید در آزمایشگاه کاملا مجهز و با درجه ایمنی زیستی بسیار بالا انجام شود.


چه کسانی و چگونه در معرض این بیماری قرار دارند؟

این بیماری از طریق کنه¬ها و یا بافت¬های آلوده حیوانات به انسان منتقل می¬شود. بنابراین دامداران، کارکنان کشتارگاه¬ها، تکنسین¬های دامپزشکی و دامپزشکان در معرض بیشترین خطر قرار دارند و باید احتیاط بیشتری بنمایند. با توجه به اینکه بیماری می¬تواند از انسان بیمار به پرستاران آنها نیز منتقل شود لذا پرستاران باید در هنگام پرستاری از بیماران، موارد بهداشتی را کاملا رعایت نمایند.


سقط جنین کلامیدیایی

سقط جنین آنزوتیک میش ها یکی از معمولترین سقط هایی است که بسیاری از دامداران با آن آشنایی دارند . به نظر می رسد که این سقط جنین فراوانترین عامل عفونی شناخته شده برای سقط جنین گوسفندی باشد . عامل بیماری کلامیدیا پسی تاسی است و با توجه به چرخه بیولوژیک خاصی که دارد می تواند خود را از سیستم ایمنی بدن در امان نگهدارد . گرچه کلامیدیوز جفت را هنگام آبستنی ترجیح می دهد با این حال می تواند باعث پنومونی و پلی آرتریت هم گردد .


علائم کلینیکی :

معمولا میش ها علائم سیستمیک بیماری را نشان نمی دهند . سقط بر اثر این عفونت در سه هفته انتهای آبستنی رخ می دهد . ممکن از برخی از میش ها قبل از سقط ترشح مهبلی داشته باشند . برخی از میش ها بره را تا انتهای آبستنی حمل می کنند ولی بره متولده ضعیف و یا مرده به دنیا می آید .

التهاب جفت ، آلانتوکوریون بین کوتیلدون ها خیز دار و ضخیم و ظاهری چرمی دارد . بره های سقط شده معمولا تازه هستند هر چند ممکن است مومیایی یا حل شده هم باشند . در عده کمی از میش ها متریت بعد از سقط دیده می شود .

در گله ای که برای بار اول مبتلا می شوند تا یک سوم میش ها ممکن است مبتلا شوند . ولی وقتی بیماری در گله موجود باشد عده میش های مبتلا بین ۵ تا ۱۰ درصد است . بیماری معمولا با میش های مبتلا به عفونت رحمی بدون علامت که تازه خریداری شده اند به گله وارد می شود . میش ها ممکن است سقط کنند و بیماری بعد از خوردن غذای آلوده یا چریدن در مرتع آلوده به ترشح مهبلی و جفت جنین در گله پخش شود . بره های ماده ممکن است هنگام تولد مبتلا باشند یا بعد مبتلا شوند و وقتی آبستن گردند سقط کنند .

احتمال انتقال بیماری بر اثر جفت گیری هم وجود دارد رودالاکیس و همکاران توانستند کلامیدیا پسی تاسی را از اپیدیدیم ؛ بیضه و غدد کوپر دو راس قوچ جدا کنند .


درمان و کنترل

رعایت بهداشت مهمترین اصل است . به همین دلیل میش های در حال سقط و یا سقط کرده را باید سه هفته از گله جدا نگه داشت . با توجه به اینکه میش های سقط کرده معمولا ایمن می شوند اما می توانند به عنوان حاملین بدون علامت برای گله خطر ناک باشند . به همین دلیل اگر عده کمی از میش های گله مبتلا شده اند بهتر است آنها را حذف نمود .

واکسیناسیون با واکسن کشته شده حاوی کلامیدیا پسی تاسی در پیشگیری از سقط مهم است . این واکسن می تواند ایمنیت بادوامی به مدت سه سال ایجاد نماید . این واکسن را می توان قبل از جفت گیری و در صورت همه گیری سقط ، برای میش های حساس، ۸ هفته مانده به زایمان تزریق نمود .

روش دیگر استفاده از اکسی تتراسیکلین ال آ در ماه ۳ یا ۴ آبستنی است که هر دو هفته یکبار به میزان ۲۰ میلی گرم / کیلوگرم تکرار می شود . این روش درمانی پاسخ درمانی مناسبی می دهد اما درمان با این روش گران تمام می شود .

باید تاکید کنیم که کلامیدیا پسی تاسی بیماری مشترک بین انسان و دام می باشد و در زنان حامله علایمی شبیه آنفولانزا و سقط جنین ایجاد می کند .

دانلود مقاله